ღஜ تو را به خاطر خاطره ها دوست دارمღஜ
سلام دوس جونا الان که احتمالا همتون خوابید من قرار بود ظهر وبلاگو بنویسم اما نشد حمیدرضا امروز صبح رفت تهران داداشیم که 17سالشه البته قراره با مینا تهران خرید کنن و فردا برگردن اما خب این داداشی فندق ماست و این اولین مسافرت تنهاییش بود صبح ساعت 6حمیدو بردم راه اهن سوار قطارش کردم کلیم بهش توصیه کردم و کروکی کشیدم بعدش اومدم خونه اما بد خواب شدمو دیگه نتونستم بخوابم ولی مامان تا 10 خوابید منم یکم خونه رو مرتب کردم مامان که بیدار شد تصمیم گرفتیم بزنیم بیرون اخه مادربزرگ نازم و گفته بود واسه عید قربان الهه هر چی دوس داره از عوض من برایه خودش بخره خب من و مامان هر چی فکر کردیم به نتیجه خاصی نرسیدیم اخه خودتون که پیرا رو میشناسید از وسایل جینگولی خوششون نمیاد به خاطر همین با مامان فکر کردیم بریم پتویه یه نفره گلبافت بخریم چون من و امیر 2تا پتویه 2نفره گل برجسته ژاپنی داریم ولی تک نفره اصلا خلاصه خیلی گشتیم ولی من یه پتویه گلبافت که طرح گلیم و گبه بود می خواستم که پیدا نکردیم فقط از گلبافت اون طرح و دوس دارم بعدشم یه مغازه جدید باز شده بود با مامان رفتیم کشفش کردیم که نمایندگی WMFالمان و کریستالایه نوختامون رو داره و البته گرون فروشه (کسی وسایل مارک وی ام اف داره زودپزشو میگفت ۱۴۶۰۰۰ تومن تایمردار نبودا ۵/۶لیتری قیمت دارید؟) و از اونجا این کتری قوریه که عکسشو گذاشتم خریدیم با یه دونه قاشق سالاد استیل وای چقدر لیوانا و کریستالاش خوشل بود ولی گرون مثلا 6تا لیوانش از 45000بود تا 66000 خدایا خودت یه عالمه به من و امثال من که چششون با جیبشون هماهنگ نیست یاری برسان ظهرم اومدیم خونه و تا بعد از ظهر علاف بودیم اصلنم حوصله ندارم گزارش جلسه دیروز و واسه رئیس نهاد بنویسم شبم به امیر گفتم دوس جوووووووووووووووووووووووون بیا بریم بیرون حوصله م سر رفته امیرمم ر ئ ی س ج م ه و ر هم فردا میاد زنجان شبتون به خیر و خوف بخوابید
قوری و کتری(۳۲۵۰۰) سلام دوس جونا دیشب من و امیر رفتیم خونه آبجی خانوم (خواهر امیر دخترخاله بنده و خواهرررررررررر شوهررررررررررررم) خیلی خوش گذشت اصلا زمان و نفهمیدم یه عالمه حرف زدیم چند نمونه از روبان دوزیاشم بهم نشون داد ما تصمیم گرفتیم گیفت عروسی رو خودمون درست کنیم هر کس نمونه گیفت داره برام بفرسته لطفاااااااااااااااا بعدشم در عالم دخترخاله گی کلی بهم پیشنهاد داد که واسه جهیزیه خودت و خانوادتو اذیت نکن بعدا ادم تو زندگی همه چیو می تونه بخره ببینید چه خواهر شوهری دارم تازه یه قراری هم با هم گذاشتیم که چون امیر اینجارو می خونه نمیتونم بگم من خیلی دوسش دارم امیدوارم همیشه رابطه مون همینطور بمونه خیلیم سلیقشو دوس دارم حدودایه 11بود که برگشتیم خونه راستی اینم عکسه فنجون و قندون ببخشید تاریکه اخه اینو تو زیرزمینمون که اتاقه جهیزیه با اجازه تون من برم کتابمو بخونم امروز جلسه نقد کتاب داریم گفتن نتایج ازمون استخدامی اخر این هفته اعلام میشه منو از دعاهاتون بی نصیب نذارید سلااااااااااااااااااااااااااااااااااام خب از اونجایی که بسیاری از اهالی وبلاگستان اپ نکردن من اپ می کنم شاید مورد توجه قرار بگیرم دیروز خواهرم و دختر خاله م حج عمره دانشجویی ثبت نام کردن امیدوارم هر دوشون امسال برن مکه گفتن اگه اسمشون تو قرعه کشی در بیاد اسفند امسال یا اردیبهشت سال بعد میبرنشون مامان میگه من و امیر هم چون تازه عقد کردیم میتونیم زود بریم مکه اما من هنوز امادگی مکه رو ندارم خیلی از خدا خجالت میکشم بازم هر چی قسمته بعد از ظهر با مامان رفتیم قابلمه مرغ پزی ظروفه چدنم که خط داشت روشو عوض کردم و یه قندون خوشل و 6تا فنجون کریستال خریدم به قیمته 18000 و چون خیلی خسته بودم از دوس جونم خواهش کردم که دیشب نیاد خونمون و زودی خوابیدم امروز صبحم مینا رفت تهران قراره حمیدرضا هم 3شنبه بره دوتایی تهران لباس زمستونی بخرن و 4شنبه برگردن منم یه عالمه لباس می خواااااااااااااااااااااااااااام هیچی پیدا نمی کنم(پالتو چکمه شلوار مانتو مجلسی شال البته یکم پول دارم دلم می خواد هم گوشی بخرم هم همه اینارو و پولم به هیچکدوم نمیرسه ساعت 10 من و مامان رفتیم ماشینو از بابا گرفتیم و رفتیم یه عالمه مبل فروشی نگاه کردیم برایه یافتن پارچه مبل اخه ما یه دست مبل راحتی داریم که کاملا سالمه فقط یکم یکیش رفته تو مامانم تصمیم گرفته بده همشونو تعمیر کنن و پارچه شو عوض کنن برایه عید قربان مامانه من اما هیچ پارچه ای پیدا نکردیم فعلا فکر کنم دارم پیر میشم دیگه ذوق رانندگی ندارم تو این خیابونایه شلوغ دیگه برگشتیم خونه من ساعت 4:15 وقت ابرو گرفتم از ارایشگاه می خوام یکم به خودم بیشتر توجه کنم زیادی خودمو فکرمو درگیر مسائل مادی اینا کردم و این باعث شده یادم بره جوونم و تو دورانی هستم که باید خوش بگذرونم به امیرم گفتم زنگ بزنه به دخترخاله م و بگه بعد شام میریم خونشون شب نشینی هنوز درمورد ظروف مهمون نتونستم تصمیمی بگیرم ارکوپال یا چینی؟ کریستال چی خوبه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دیگه حرفی نیست روز خوبی داشته باشید پ.ن.:انگار همه از تیپه عروسانه خوششون اومده خب پس همگی پیش به سویه تیپ عروسانه حالا این تیپ عروسانه چی چی بید سلام دوس جونا دلم می خواد آپ کنم اما خبر خاصی نیست امیر 4شنبه ساعت 12 شب رفت تهران 8صبح پرواز داشت واسه شیراز ساعت4 بعد از ظهرم داور یه بازی بود ساعت 7 بعد از ظر بلیط برگشت داشت به تهران اما چون خسته بود شب و تهران موند و جمعه اومد زنجان برام مسقطی و یه دیوان حافظ نفیس خریده بود که گذاشتمش تویه وسایل جهیزیه م واسه خونمون دلم خیلی براش تنگ شده بود 5شنبه صبحم رفتم دنبال خاله کوچیکه و بردمش بانک چند جارو امضا کرد (یکی از ضامنایه ما برایه این وامی که قراره بگیریم خالمه) و بالاخره کارایه این وامه تموم شد واقعا وام گرفتن و کارایه اداریش خیلی مضخرفه حالا فرستادن سرپرستی گفتن تا دو ماه دیگه وام میدن البته وام که چه عرض کنم این وام ما وامه خودروئه 2ماه دیگه بانک یه چک می خواد به نام سایپا بنویسه ما هم یکم بذاریم روش حالا 1ماه بعدش یه پراید بدن بهمون بعد ما این پرایدو بفروشیم اوووووووووووووووووووووووووووووووووووه بازم از هیچی بهتره که گاهی فکر میکنم بریم خونه خاله بهتره حداقل اونموقع ماشینو نگه میداریم منم که عشق ماشین در مورد تاریخ عروسی هم هیچ خبری نیست دیگه منم که قبلا مصر بودم الان کاملا بی خیال شدم حس خرید کردنم ندارم فقط یه سینی دیده بودم که می خواستم بخرمش خاله کوچیکه دیروز گفت من اونو پاگشا برات خریدم و من بسیار ذوق زده شدم مادربزرگمم قراره واسه عید قربان برام یه هدیه بخره که دیروز به مامانم گفت پولشو میدم الهه با سلیقه خودش هر چی می خواد بخره دیگه خبری نیست عمویه بزرگمم یه 206صندوقدار بژ خریده دیروز قربونی برامون اوردن و من بسیار حسودیم درد گرفت عمو وسطیه هم بهم گفت هر وسیله برقی و لوازم خانگی خواستی انتخاب کن من میگم از کارخونه و نمایندگی برات میارن که خیلی ارزونتر و مطمئنتر هست من دیگه برم هنوز نتایج ازمون استخدامی معلوم نیست تو فکره یه تیپ زمستونیه عروسانه هستم اه اه اه چقده من حرف میزنما راستی عروس خانوما میشه بگید واسه عید قربان چه رسمایی دارید برام جالبه؟ سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام ظهرتون به خیر دیروز با مامان رفتیم فروشگاه رفاه آخه اونجا نمایندگی همه وسایلو داره تفال و بیم و مولینکس و دلونگی و کن وود و.... البته من از رفاه خرید نمی کنم چون همیشه قیمتاش گرونتر از بیرونه بعد ز هر غرفه کاتالوگ محصولاتو گرفتمو قیمتاشو جلوش یاد داشت کردم اومدم خونه کاتالوگارو گذاشتم رو بروم ببینم چی به چیه راستش من نمی خوام اشپزخونمو شلوغ کنم چون هنوز که معلوم نیست محل زندگیمون کجاست خونمون چه قدریه و اینا به خاطر همین داشتم فکر میکردم در مورد غذاساز نتونستم تصمیم بگیرم چون خانومه گفت مدلایه جدید تفال قراره بیاد گذاشتم واسه ماه هایه آخر نزدیک عروسی من خودم محصولاته کن وودو ظاهرشو دوست دارم اما خودمون یه سالاد ساز و بخار شو داریم که واقعا بی خودهههههههه دیدین کن وود یه ماشین اشپزخونه داره که 26تا وسیله جانبی داره؟ من عاشقشم دیروز زنگ زدم نمایندگیش گفت بالایه یک ونیم ملیون قیمتشه و من همچنان تو کفممممممممممممممم چشمم تو یه وسیله از مارک دلونگی موند اگه گفتین چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ قهوه ساز و کاپوچینو و اسپرسو ساز مطمئنم تو خونه ما کاربرد خواهد داشت خودم اگه برم سر کار حتما می خرمش امیر میگه می خوای کافی شاپ درست کنی تو خونمون دیشبم امیر اومد خونمون باهم کاتالوگارو نگاه کردیم قربونش برم همش میگه تو وسایل اصلی رو بخر بقیه شو خودمون دوتایی بعدا می خریم خوشحالم همسرم انقدر شعورش بالاست و به خانواده م فکر می کنه (یه دنیا دوست دارم همنفسم البته من سو استفاده نمی کنما تمام سعیم اینه وسایل خوجلی بخرم نتیجه اینکه من فعلا می خوام یه زودپز کلیپسو تفال بخرم حدود 201000کوچیکش مرغ و سبزیجاتم میپزه کسی استفاده کرده؟ یه دونه هم چای ساز می خرم فکر کنم کن وود بازم تصمیم قطعی نگرفتم چرخ گوشتم مامانم میگه حتما باید بخرم بابا میگه مارک تفال خوب نیست کسی می تونه در مورد مارک چرخ گوشت منو یاری کنه؟ دیگه اینکه عمو مارو 5شنبه دعوت کرده بود خونشون پاگشا اما دوست جونم واسه داوری باید بره شیراز صبح میره و شب برمیگرده واسه همین زنگ زدم مهمونی رو کنسل کردم اخه امیر مجبور بود بره، از فدراسیون ابلاغ زده بودن بهش از الان دلم براش تنگ شد منتظر راهنمایی هاتون هستم بابای دوس جونا سلااااااااااااااااااااااااااااام ظهرتون به خیر دیشب دوست جونم اومد دنبالمو باهم رفتیم جشنواره آش نمی دونم تو جریان این جشنواره هستید یا نه خب بذارید یکم توضیح بدم این چشنواره چند سالی هست تو زنجان برگزار میشه تحت عنوان جشنواره ملی اش و اشپزی ایرانی که استان های مختلف اش ها و غذاهاشونو میارن معرفی می کنن و تو مسابقه شرکت میدن در کنار این مسابقه یه عالمه غرفه هست که صنایع دستی و سوغاتی هایه استانهای مختلف ایران و می فروشه من و امیر جمعه رفتیم ولی دیر رسیدیم و نتونستیم خوب بگردیم به خاطر همین دیشب امیر اومد با هم رفتیم هوا که اینجا خیلی سرده جشنواره هم تو شهربازیه کنار استخر یه عالمه اش بود که ما نمیدونستیم کدومشو بخوریم بالاخره امیر آش گوشت خورد و من آش رشته بش باجیلار(5خواهر) تو اون سرما واقعا می چسبید بعدم رفتیم یه دوری تو غرفه ها زدیم و هله هوله ترش خریدیم دوست جونمم و دیگه برگشتیم خونه و یکمم پودینگ برایه امیر درست کرده بودم امروز ساعت 11 بابا رو رسوندیم ترمینال بعد از ظهر تهران جلسه داره خودمون دوتایی با مامانی رفتیم جشنواره(خب دعوا نکنید دوس دارم اونجارو) من یه مانتویه سرمه ای سنتی گیاهی خریدم مامانمم یه تونیک محلی تازه ملچ ملوچم خریدیم ملچ ملوچ سوغاتیه ابادانه ترکیبی از زردالو توت الو جنگلی با سس زرشک خلاصه خیلی ترش و خوشمزههههههههههههههههه راستی دوست جونا یه سوال کسی غذاساز داره؟ می تونید راهنماییم کنید در مورد مدل و مارک و قیمت؟ اخه بعضیا میگن زیاد خوب نیست بهتره وسایلو جدا جدا بخریم؟ اینم چند تا عکس(روشون کلیک کنید) فعلا بابای عکس هدیه سومین ماهگردمون که امیرم خریده(۲۸۰۰۰) مانتو صنایع دستی گیاهی(سورمه ایه زیاد خوب نیوفتاده)(۱۲۰۰۰) سلام صبحتون به خیر خوفییییییییییییییییییییییییییییییید؟ از راهنماییتون یه دنیا ممنون راستش من یکم رو وسایل و مارک و این چیزا حساس شدم دعوا نکنید خودم میدونم اشتباهه دیگه تکرار نمی شه خب سرویس چدنی که من خریدم توش مشکیه یعنی کلا مشکیه درشم استیل و شیشه هست یه چیزائیم رو کارتنش نوشته بود من رفتم اینترنت تحقیق کردم خیلی تعریف کرده بود البته به زبان فرنگستان اینم میدونم که چدن اصل اصل نیست چون عمرا چدن و به این قیمت بدن من 195000خریدم اما خب فروشنده گفت ضمانت میکنه و هر مشکلی داشته باشه پس میگیره بابامم میگه تا استفاده نکنی معلوم نمیشه امیرم دید خوشش اومد و گفت این جنسش چدنه دیگه مجموع این عوامل دست به دست هم داد که من این سرویس و نگه دارم در مورد اینکه سرویس تفلونم بگیرم راستش من فکر میکنم الان بهتره تفلون نخرم (گرچه من تفلونو بیشتر از چدن دوس دارم) آخه اول زندگی به دردم نمی خوره اینهمه سرویس فوقش لازم شه بعدا یه دونه تکی میخرم به جایه اون پولشو بذارم رویه مبل یا وسایلی که موندگارترن خب اینم از جریان سرویس چدن ما آهان یه چیزیم واسه تازه عروسا اینکه بابایه من یه دوست داره فروشنده لوازم خونه ست اون گفت چدن اصل خیلی گرونه و 2-3تا قابلمه ش بالایه 300000در میاد خلاصه این تجربیات من بود دقت کنید حالا برم سراغ خاطرات دیروز: دیروز مامانیم عصر رفت خونه مادربزرگم و وقتی برگشت سرش خیلی درد میکرد یکم خوابید اما درست نشد امیرم ساعت7 اومد خونمون دیدیم مامانم حالش خوب نمیشه ببخشید چند بارم بالا اورد گفتیم بریم دکتر نیومد امیر داوری داشت رفت استخر که از اونور بابا اومد با مامان رفتن دکتر و 2تا امپول زد و شبو خوابید البته الان خوب شده اما نمیدونم چرا مامانم گاهی اینطور میشه البته دکتر رفته ها اما هیچی نفهمیدن دوست جونم کلی دلداریم داد از استخر برگشتنیم واسه مامانیم اب پرتقال خرید دم در داد و تو نیومد تا مامان استراحت کنه میسی همنفسم از خودم بدم میاد من یکی مریض شه هم دلمو غصه میگیره هم عرضه ندارم کاری بکنم یعنی اصلا نمیدونم چیکار کنم خب من دیگه برم یکم خوه رو مرتب کنم مامانیم امروز استراحت کنه یکمم به خودمو اتاقم برسم عصر میریم جشنواره آششششششششششششش هیشکی از شماها نیومد جشنواره اش زنجان؟ راستی معنی این کلمه چیه زباندانانه گرامی(مخصوصا گلی) Quantanium سلام دوستایه مهلبون این یه پست فوریه من امروز صبح رفتم یه سرویس قابلمه چدن خریدم البته خوشگله ها اصلنم قیافش الکی نیست (۴تا قابلمه - یه دونه ماهتابه برای ماهی و کتلت - یه ماهیتابه معمولی- یه شیرجوش ۱ظرف مخصوص پختن مرغ- ۶تا سرویس کفگیر و ملاقه و اینا- دوتا دستکش ۲تا دستگیره پارچه ای و یه اسکاج) که تو ماشین ظرفشویی و فرو مایکروفر هم قابل استفاده ست خب من که والا هزار جور سرویس و مارک دیدم اما اصلا نمیدنم چی چیه همشونم که مشکین می تونم امروز یا فردا ببرم عوضشون کنم حالا از شما می خوام بهم بگید تفلون بهتره یا چدن کسی استفاده کرده؟ یا اینکه مارک معروف داره؟ کسی قیمت داره؟ سلام دوس جوناااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا وای من چقده حرف و خاطره دارم ببخشد نگرانتون کردم یعنی واقعا فکر نمی کردم کسی نگرانم شه 2روز که واقعا حالم بد بود مامان میگفت رو دل کردم تبم داشتم وای خدا نصیبه هیچ کس نکنه خب تا کجا نوشتم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ آهان تا تولد غزاله که یکشنبه شب رفتیم برگشتنی امیر مارو رسوند خونه و قرار بود دوشنبه صبح برم خونه ندا جونینا که امیر وقتی داشتم از ماشین پیاده میشدم بهم یکم پول داد گفت خونه ندا میری یه چیزی بخر وای انقده من ذوق کردم که امیرم انقدر به فکره و حواسش هست گفتم خودم پول دارم گفت میدونم اینم پیشت باشه دوشنبه صبح بیدار شدم یه دوش گرفتم که برم خونه ندا می خواستم برایه ندا گل بخرم از یه گل فروشی که تازه امیر کشفش کرده بود و گلایه خیلی قشنگی داشت اما چون 13 ابان بود و راهپیمایی بود نشد برم مرکز شهر و مجبور شدم یه بشته شکلات ساعت 10 یه تاکسی گرفتمو رفتم خونه ندا خیلی ذوق کردم ندارو دیدم هم خونشون قشنگ بود هم وسایلشو خیلی با سلیقه خریده بود یه عاااااااااااااااااااااااااااااااااااالمه باهم حرف زدیم خیلی خوشحالم دوستم خوشبخته و تو اسایش زندگی میکنه ناهارم پیرتزا خوردیمو ساعت 3بابایی اومد دنبالمو برگشتم خونه سه شنبه هم که حالم خیلی بد شد و تبم داشتم کل سه شنبه هیچی نتونستم بخورم عصر امیر اومد پیشمو برام آب پرتقال و شکلات و پودینگ خلید چهارشنبه صبحم خواهر امیر(که بهش میگم ابجی) زنگ زد که اگه وقت داری بیا بریم برات چادر بخریم و من و مامان و دختر خاله م رفتیم بازار یه چادر مشکی مجلسی نازک ژاپنی(30000) و یه چادر مجلسی رنگی(24000) برام خریدن بعدشم مامان رفت خونه و من و دخترخاله م رفتیم یه لباس خواب بنفش ناززززززززز خریدیم مارک NBBکه خانومه فکر کنم اشتباهی به ما داد 14000تومن اخه یه مغازه دیگه میگفت 32000 خیلی دوسش دارمممممممممممممممم بعدشم یه دربست گرفت و منو رسوند خونمون 5شنبه هم سومین ماهگردمون بود که صبح یه اس ام اس زدمو به عشقم تبریک گفتم امیر رفته بود بانک دنباله کارایه وام البته بازم یکم دیگه از کاراش مونده مگه به این راحتی وام میدن اخه بعدش ساعت 11 اومد دنبال منو رفتیم شیرینی خریدیم بعدش رفتیم من کتابه این ماهه جلسه نقد کتابو گرفتمو از اونجام امیرم برام یه بلوز خوشگل تازه یادش بود من کرم ضد افتابم تموم شده کرمم برام خرید یه بوت camel(70000)هم برایه امیر خریدیم آقاهه 2تام پاشنه کش صورتی و سبز بهمون اشانتیون داد که گذاشتیم واسه خونمون اما من نتونستم برایه امیر هدیه بخرم اخه اون چیزی که می خواستمو پیدا نکردم یه چیزیم امیر خواست که اقاهه گفت 2شنبه میاره واسه همین هدیه من موند واسه بعد دیگه ساعت 1:30 ظهر بود رفتیم خونه خاله اینا و فسنجون خوردیم بعد از ناهارم رفتیم خیاط چادرایه منو دادیم بدوزه یه سرهم رفتیم هتل پیام و ببینیم برایه عروسی که بسته بود دیگه دوست جونم حسابی خسته شده بود برگشتیم خونه خاله امیر یکم استراحت کرد و بعدش رفتیم خونه ما مامانینارو برداشتیم یه دور بیرونو گشتیمو بستنی مخصوص ایتالیایی خوردیم امروزم اتفاق خاصی نیوفتاد ناهار خاله ابگوشت با گوشت شترمرغ قرار بود برم اونجا که دوباره حالم بد شد و نتونستم برم (تو این 4روز 2کیلو وزن کم کردم به خاطر مریضی) عمره هم اسممون در نیومد قسمت نبود عصر امیر برام ابگوشت اورد و باهم کارایه بابارو انجام دادیمو رفتیم جشنواره آش و آشپزی الانم که امیر رفت خونشون بخوابه اینم از خاطراته این چند روز البته خیلی چیزا یادم رفته می خوام همینجا از امیر تشکر کنم به خاطره همه چیز و به خاطر اینکه واقعا سومین ماهگردمونم خیلی خوب برام برگزار کرد چند تا از دوستان تو کامنتا سوالاتی پرسیده بودن که چون ادرسشونو ندارم اینجا جواب میدم اول اینکه کاربرد ترمه رو پرسیده بودید خب ترمه یه صنایع دستیه که انواع مختلفی داره و روش مروارید دوزی یا سرمه دوزی میکنن با دست کاربردایه مختلفیم داره مثلا برایه سفره عقد یا سفره هفت سین یا رومیزی یا بقچه و .... مرجان جونم از کانادا گفته بود که نمیتونه از نایسردایسر استفاده کنه و اونجا 9دلار خریده راستش ما نایسر دایسرو اینجا 23000تومن خریدیم البته تو بازار 11000تومنیشم هست که چینیه و اگه دقت کنید رو دستش کلمه جینیس یه انگلیسی البته نوشته نشده و فرق چینی با اصلش اینه که جنسه چینیش تیغه هایه رنده زود کند میشه به نظر من وسیله خوبیه ما که خیلی استفاده میکنیم پیتی جونم ادرس روتختیم و ترمه رو پرسیده بود راستش من که دقیقا بازار تهران و نمیشناسم اما من رو تختی رو از در سبزه میدان که وارد بازار میشی اون جایی که اطلس پود هست خریدم(یعنی هنوز وارد بازار نشدی) مارکش days in colours ترمه رو هم از همو در که وارد بازار شی حدود 5-6مغازه پایینتر سمت چپ خیلی معلومه از هرکی بپرسی خانه ترمه ایران نشونت میده خانومی ببخشید خیلی حرف زدم امیدوارم تونسته باشم کمک کنم بازم سوالی باشه در خدمتم شب بخیر و خوب بخوابید سلام دوست جونا من حالم خوف شده مرسی یادم کردید الان یه عالمه کار دارم بعدشم باید برم خونه دوست جونمینا راستی امروز سومین ماهگردمونه دیروزم رفتم با خواهر امیر برام یه چادر مجلسی و یه چادر خونه و یه لباس خواب خریدن رفتم خونه امیرینا آپ می کنم بابای سلام دوستایه خوبم مرسی نگرانم شدید یه عالمه حرف و خاطره دارم چند تام سوال ازم پرسیده بودیدجوابشونو بدم اما یکم حالم بده فکر کنم مسموم شدم سعی می کنم زود زود آپ کنم فعلا بای سلام دیگه نگید من آپ نمی کنما مادربزرگمینا از مشهد برگشتن بعد از ظهر رفتیم دیدنشون خدا رو شکر من عاشق مادربزرگمم از اونجام رفتم چکمه مو بگیرم که اقاهه کوچیکش کرده بود حالا خوبه صبح بهش اندازه داده بودم نمیدونم چرا مردم کارشونو درست انجام نمیدن حالا دوباره اندازه گرفت گفت فردا برم دنبالش الانم دارم میرم حاضر شم تولد غزاله خواهرزاده ی امیره واسش یه خرس خریدیم عکسشو قبلنا گذاشته بودم خب دوست جونا اینم بقیه عکسا (تو این عکس یه دیس و ۲تا نمکدون و ۳تا لیوانه دیگشو نذاشتم) یه چیزی رو به دوست جونا بگم من وسایل این سرویسو دونه دونه انتخاب کردم که به درد بخور باشه فکر کنم ۴۷تیکه شد نمیدونم چرا این طرحش گرونتر از بقیه طرحاست من اینو ۱۸۵۰۰۰گرفتم طرح هایه دیگه رو میگفت ۱۳۰۰۰۰ خانومایه تازه عروس که جهیزیه می خرن دقت کنن الان اماراتم ارکوپال میزنه که پشتش زده فرانسه ولی یکم دقت کنید متوجه میشید هم ارزونتره هم اگه بزاریدش تو ماشین ظرفشویی یا وایتکس رنگش میره هم طراحیش تابلوئه الکیه البته چینیه مقصودم که ایرانیه یه نوع ارکوپال زده خلاصه این تجربه من بود سرویس قاشق و چنگالم(ساده گرفتم مات و براقه ۱۲۴تیکه) صندوق ترمه1(اشانتیونه ترمه آبیه بهم دادن جداگونه ۹۵۰۰ می فروختن) قیمتاشونم که تو پستایه قبلی نوشتم بابای خوش باشید دوست جونا عکسایی که قول دادمو به تدریج اخر همین پست اضافه می کنم عکس ترمه رو هم گذاشتم سلام دوست جونااااااااااااااااا اومدم تند تند بنویسمو برم این عکس بالایی عکس رو تختیمه البته دوتام بالش نارنجی پشت اون دو تا بالشه که تو عکس نیست خوبه؟راستشو بگینا؟ چند تا عکس دیگه بهتون بدهکارم که حتما زود زود میذارم دیروز از صبح خیلی به یاد ندا بودم دیدم ظهر زنگید و یه عالمه باهاش حرف زدم و قرار شد امروز ناهار برم خونشون اما بعد از ظهر خاله اومد چکمه رو اورد و گفت فردا ببرم کفاشی و به همین خاطر منم مجبور شدم قراره امروز و کنسل کنم بمونه واسه فردا دیگه دیگه اتفاق خاصی نیوفتاد فقط مامان 2تا بالش پر برام درست کرد دیروز 2تام کاموا می خواد درست کنه 4تام که واسه تختمه نمیدونم با این الیاف گوله ای ها می خواد پرکنه حالا من موندم دسته مامانمو خاله م که هیچ کدوم حرف گوش نمی کنن خاله م گفته 2تا تشک و یه لحاف و 2تا بالش می خواد به امیر بده مامان منم که 2تا تشک و 6تا بالش اینا به جز پتوهایه گلبافته خلاصه خونمون قراره کاروانسرا شه دیگه منم بهشون هیچی نمی گم یکمم حرف دارم که از کفاشی برگشتم میام میزنم فعلا بابای بلوز مجلسی(۲۶۵۰۰) سوی شرت(۲۱۰۰۰) ترمه خوشگلم سلااااااااااااااااااااااااااااااام چطورید ؟ روز دخترم هیشکی که مارو تحوبل نمیگیره خب خاطرات این چند روز و سفر به تهران و براتون تعریف کنم ما چهارشنبه بعد از ظهر ساعت :303 از زنجان به سمت تهران حرکت کردیم عمو کوچیکه هم با ما اومد ساعت 7:30 رسیدیم تهران عموم رفت خونه عمه م و ما رفتیم خونه خالمینا شامو خوردیمو خوابیدیم بابا یی صبح ساعت 8رفت جلسه من و مامان و خاله و دختر خاله م رفتیم شوش شوش به نظرم جایه خوبی بود من 3تا ظرف PYREX برای اندازه گیری مایعات و درست کردن تارت و کیک صبحانه خریدم بعدشم یه سرویس 6نفری آرکوپال دم دستی فقط یه چیز خوبی که داشت سرویسمو وسایلشو خودم انتخاب کردم و این خیلی خوب بود چون هر چی لازم داشتم برداشتم 6تا پلو خوری 6تا خورشت خوری 6تا پیش دستی6تا ماست خوری 6تا ترشی خوری 6تا لیوان 6تا ابگوشت خوری 3تا نمکدون 2تا دیس که با هم شد 185500 یه سرویس چینی 12نفره هم می خواستیم بخریم گفت 610000تومن اما گلاش زیاد خوب نبود تصمیم گرفتیم بازم بگردیم شاید طرح بهتری پیدا کنیم حدودایه ساعت 1:30 ظهر بود که خاله و دختر خاله م با وسایلا رفتن خونه و من و مامان رفتیم بازار بزرگ اولش رفتیم یه جایه خفن ترمه خریدیم خانه ترمه ایران خیلی خوشگل و ناز بود و یه عالمه ترمه هایه ناز سرمه دوزی و مروارید دوزی شده و ساده داشت سفارشم قبول میکردن خلاصه هر کس ترمه دوست داره و خواست بگه ادرسشو بهش بدم من ترمه قهوه ای داشتم ولی عشق ترمه ابی هستم مامان برام یه ترمه مربع خرید که ابی رنگه و سرمه دوزی شده 180000تومن که آقاهه یه جعبه جواهر ترمه صورتی هم بهم هدیه داد تازه یه روتختی ترمه هم بود 700000تومن که من چشمم موند بعدشم یه عالمه گشتیمو یه سرویس قاشق و چنگال خریدیم 150000تومن مات و براقه آخر سر هم یه روتختی و لحاف ترکیه ایه اسپرت خریدم135000 من رو تختی کار شده دوست ندارم البته امیر یه روتختی کار شده داره من دلم می خواست اتاق خوابمو بنفش کنم اما نمیدونم چرا هرچی می خرم نارنجی از اب در میاد دیگه ساعت 6بود من که ناهارم نخورده بودم بابا اومد دنبالمونو رفتیم خونه خاله بعد از شامم رفتیم ولیعصر ولی مغازه ها بسته بود یه سر به عمه زدیم و شب خونه خاله خوابیدیمو 5شنبه صبح برگشتیم زنجان از خریدام راضیم عکس روتختی و سروس ارکوپال و قاشقمو براتون میذارم جمعه هم ناهار خونه امیرینا بودم بعد از ظهرم خاله ها اومدن اونجا خاله مم یه دست گرمکن بهم داد امروزم رفتم بانک کارایه امیر و انجام دادم برگشتنی هم یه سوییشرت و بلوز بافت مجلسی برایه خودم خریدم دوست جونمو چشم زدم دیگه هیچی برام نمیخره خب من دلم می خواد همه اینارو امیرم برام بخره یه مزه دیگه میده شمام اینجوری هستید؟ اصلا دوران عقد خیلی دورانه بدیه ادم سر در گمه کاش نامزد بودیم من خیلی انتظارا از امیر دارم خیلی ولی حتی نمیدونم باید این انتظارا رو داشته باشم یا نه؟ خب انتظار آدم از شوهرش با انتظارش از نامزدش فرق میکنه خب فعلا دوست جونا من برم با عکسا بر میگردم حتماااااااااااااااااااااااا ظرف اندازه گیری مایعات (۵۵۰۰) ظرف کیک صبحانه(۴۵۰۰) ظرفی برای درست کردن انواع تارت(۴۵۰۰) درب نوشابه و کنسرو باز کن(۸۹۰۰) سیر خرد کن(۹۸۰۰) رنده(۶۵۰۰) قاشق بستنی(۶۵۰۰) سلام به همراهایه همیشگی خودمون زودی اومدم بنویسم و برم راستش تصمیم گرفتم منم با مامانم برم تهران (اخه دلم طاقت نمی اورد باید خودم وسایلمو انتخاب کنم شمام هی از شوش تعریف کردید هوایی شدم) یعنی امروز بعد از ظهر با ماشین خودمون میریم و احتمالا فردا شب برمیگردیم میریم شوش دعا کنید چیزایه خوبی بتونم بخرم فقط دوست جونم تهنا میمونه البته بیچاره 2روز از دسته من خلاص میشه و می تونه حسابی استراحت کنه راستی کمکککککککککککککککک شماهایی که کارمندید یا کارمند نیستید تاحالا گزارش یه جلسه رو نوشتید؟ اگه یه نمونه گزارش دارید یا راهنمایی برام بفرستید لطفا یادتون نرفته که این اقایه رئیس ازم یه گزارش خواسته تا ببینه من بلدم یا نه خوب منم که بلد نیستم یه سوال دیگه من که دارم میرم تهران کجا می تونم رو تختی پیدا کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ میسی دوست جونا با بای سلام ظهرتون به خیر شطورید؟ این بهار خانومه ما کجاست اینهمه منو دعوا میکنه عوض شدم و اینا خودش اونوقت نیست دیروز بعد از ظهر با خاله قرار گذاشتیمو رفتیم چکمه ای که امیر اورده بود و دادیم به یه کفاشی که اندازه پپایه من کنه اقاهه میگفت چکمه هایه خارجی همشون ساقشون باریکه و به پایه خانومایه ایرانی نمیره ولی گفت درستش میکنه بعدشم خاله رفت خونشونو منو مامانم رفتیم آرکوپال نگاه کردیم من از یه سرویسی خوشم اومد کرم و قهوه ایه تقریبا سرویس 6نفرش 185000تومن میشد که ما دو دست می خوایم میشد 370000تومن هی فروشنده هه به من میگفت خانوم الان ظرفایه مربع سیاه و سفید مد شده یه عالمه هم وسایل میشه باهاش ست کرد تازه 12نفرش میشه 260000 (البته این قیمتا واسه اجناس اصل فرانسه ستا امارات و چین ارزونه) تازه میگفت این سرویسی که من انتخاب کردم قبلن 95تومن بوده یهو شده 180 تومن اما من سیاه و سفید دوست ندارم حالا قرار شد اقاهه انبارشو نگاه کنه ببینه کرم قهوه ای داره یا نه بعدشم رفتیم یه سری بلورجات نگاه کردیم یه فنجون دیدیم از همون مارکی که نینا جون کریستالاشو خریده گفت 58500 6تا فنجون دیگه برگشتیم خونه منم داشتم از خستگی میمردم فقط دوست جونم یه سر اومد دم در بهم ادامس داد و رفت حالا بابام 4شنبه تهران کار داره مامانم میگه بریم شوش و نگاه کنیم اگه چیز جدیدی ندیدیم میایم همون سرویسو می خریم حالا منم نمیدونم برم یا نه آخه تهران یه روزه خسته کننده ست دوستانه تهرانی شوش خوبه؟ امروز صبحم دیگه طاقتم طاق شد و رفتم نهاد کتابخونه ها و مستقیم رفتم پیش رئیس نهاد یه ساعتی باهم حرف زدیم گفت رفته تهران و پرونده ها رو دیده گفت دبیرکل نهاد اصرار داره اقایونو بردارن چون خانوما مرخصیشون زیاده(مرخصی زایمان) گفت رئیس نهاد گفته همه باید متاهل باشن کارمندایه مجردم تا اخر سال باید ازدواج کنن اینارو میگفت که من بفهمم با کیا طرفم گفت خانوم ... چرا با چادر نرفتی مصاحبه؟ اینا براشون مهمه گفتم نتونستم خودمو جور دیگه جا بزنم گفت برایه من ذات ادما مهمه ولی اینا دوست دارن دروغ بشنون خلاصه یه عالمه حرف زدیم و اخرش گفت سوابق تحصیلی و علمی و همکاریایه شما همش واضحه من اونجا از شما دفاع کردم ایشالا قبولید یکمم حرفایه جانبی زد و گفت دوست داری کجا کار کنی و اخرشم گفت یه گزارش برام بنویس می خوام ببینم چطوری گزارش می نویسی و خلاصه من الان رسیدم خونه واقعا خوبه ادم کارشو به خدا بسپره خدایا ازت ممنونم بوسسسسسسسسسسس اینم یه پتو دورویه که از قشم خریدیم سلام دوستایه خوبم تعطیلات خوش گذشت؟خب از 4شنبه شروع میکنم که خونه همکار امیر دعوت بودیم البته من دعوت بودم با خانومه 3تا دیگه از همکارا همونایی که تو عروسی باهم بودیم من اولش یکم شک داشتم برم یا نه آخه من زیاد نمیشناسمشون امیر گفت میل خودته من میشناسمشون مشکلی نیست خلاصه چارشنبه دوست جونم ساعت 3:30 مرخصی گرفت اومد منو برد خونه دوستش واسشونم یه دسته گل بردیم که خیلی خوشل بود این گل فروشی رو امیر تازه کشف کرده و هم گلایه قشنگی داره و هم خوب تزئینشون میکنه خونشون یه آپارتمان بود تو طبقه 6یه ساختمون که آسانسورشونو هنوز نساخته بودن می تونید منو بعد از 6طبقه از پله ها بالا رفتن تصور کنید ولی خوش گذشت حسابی زحمت کشیده بودن البته گفتن قراره من و امیرو پاگشا کنن و این فقط یه مهمونی خانومانه بوده مخصوصا که تازه عروس بود و من خونه تازه عروسارو دوس دارم ساعت 7:30 امیر اومد و رفتیم براش یه پلیور خریدیم (عمو کوچیکه بهم پول داده بود که با سلیقه خودم برایه امیر یه هدیه از طرفشون بخرم که پاگشا بدن به امیر) بعدشم یه درب نوشابه و کنسرو بازکن خریدیم مارک پرستیژ 8900تومان 5شنبه صبحم دوست جونم رفته بود دنبال یه وامی من همش دعا میکردم جور شه زنگ زد گفت این وامو بهمون میدن و من کلی ذوق زده شدم و اومد دنبالم رفتیم یه حساب مشترک باز کردیم قرار شد وامو که گرفتیم بریزیم تو این حساب فعلا با سودش قسطایه وامو بدیم تا وقتی ازدواج کردیم پولو برداریمو باهاش یه خونه رهن کامل کنیم فعلا تصمیممون اینه دعا کنید وامو بدن و اینا جور شه واقعا خیلی از فکر و خیال من کم میشه ناهارم رفتیم خونه خالمینا و من و خاله انقدر که حرف زدیم امیر بالششو برداشت رفت یه اتاق دیگه خوابید ساعت 6بور رفتیم خونه ما من اماده شدمو رفتیم خونه عمو کوچیکه که دعوتمون کرده بود البته عمو عمه هامو بقیه عموهامو مامان بزرگ و بابابزرگمم دعوت کرده بود شامم مسمایه بادمجون درست کرده بودن خیلی خوش گذشت اخرشم هدیه امیرو دادن که من و امیر کلی فیلم بازی کردیم که مثلا ندیدیمش جمعه شبم عمه بزرگه امیرو پاگشا دعوت کرده بود که خاله پری بنده هم تشریف اوردن و البته همه ی مهمونایه شب قبلم بودن یه عالمه سرمون گل و شکلات ریختن شامم سوپ و چلو کباب و ژله و کدو و ... به امیرم 20000تومن عمه داد با 2شاخه گل رز که هرچی خودش دوس داره بخره از همشون ممنونم که سربلندم کردن به دوست جونمم خوش گذشته بود دیروزم یکم با امیر بحثمون شده بود عثر اومد دنبالم رفتیم پیتزایه گنده خوردیم بعدشم رفتیم خونه خواهر امیر(من بهش میگم آبجی) البته خونه نبودن رفته بودن خرید ماهم رفتیم دنبالشونو بردیمشون خونشون اونجا اقایون با هم مشغول بودن ابجی هم چند تا پارچه و مدل و روبان بهم نشون داد که انتخاب کنم می خواد برامون واسه رویه میز ارایش و کشوهایه کنار تخت روبان دوزی کنه خیلی خوش سلیقه ست میسیییییییییییی دیگه اتفاق خاصی نیوفتاد فقط خاله الان زنگ زد که بعد از ظهر باهم بریم کفاشی آخه امیر از روسیه یه چکمه مجلسی برایه من اورده که ساقش بهم نمیشه یه کفاشی هست درستش میکنه خاله گفت عصر بریم بدیم برات اندازه ش کنن دیگه همین احساس میکنم خدا داره بهمون توجه میکنه و مشکلاتمونو حل میکنه شمام برامون دعا کنید که بهترین تصمیمارو بگیریم یه چیز دیگه که کلی تو ذوقمون زد اینه که ما می خواستیم 23 اردیبهشت که تفلد منه عروسی بگیریم که فهمیدیم ایامه فاطمیه ست خیلی ناراحت شدیم حالا تو تاریخ عروسی موندیم خردادو دوست ندارم تیرم که هم امتحان دانشگاهاست هم سر بابام تابستون خیلی شلوغ میشه شما نظری ندارید؟ ![]()
![]()
20000تومن به مامانم پول داده بود![]()
![]()
![]()
![]()
با اینکه خسته بود اومد تازه برام مجله هنر اشپزی هم خریده بود
![]()
![]()
![]()
نام گرفته انداختم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
)![]()
کلی با ذوق و خوش سلیقه و با حوصله ست در امور منزل![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
که چی بیشتر لازمم میشه![]()
![]()
![]()
)![]()
![]()
برام دو تا سایه خوشل خرید یکیش بنفش آبیه یکیشم سفید![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
فندقی ناقابل براش بگیرم![]()
![]()
![]()
![]()
به مناسبت ماهگردمون خرید(28000)![]()
درست کرده بود![]()
ممنون عشق مننننننننننننننننننننننننننننننننننن
ممنون که همش دوست داری لحظه هایه خوبی رو برام درست کنی
ممنون به خاطر صبوریت خوشبینیت حمایتت
ممنون به خاطر احترامی که به خانواده م میزاری
ممنون به خاطر اینکه با وجود خستگی بازم دنبال اینی که یه زندگی راحت برام درست کنی
ممنون به خاطر خوش سلیقگیت
و ممنون به خاطر اینکه همراه و همسر و دوست خوبی برام هستی![]()
![]()
![]()
![]()
حالشون خوب بود و بهشون خوش گذشته بود![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
(البته چون تو تاریکی انداختم خوب نیوفتاد)![]()
بهتون تبریک میگم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
(البته دسته وسایل من سفید و نقره ایه)
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دیگه باید برم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
(البته هنوز وامو نگرفتیمو باید یه سری مدارکو کامل کنیم)![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |



