ღஜ تو را به خاطر خاطره ها دوست دارمღஜ
سلام دوس جونا خوبيد؟ خوشيد؟ اول از همه ورود نداي عزيزمو به وبلاگستان خوشامد ميگم اميدوارم وبلاگش پر از خاطرات خوب و خوش باشه من ديروز صبح زکام شدم حالم خيلي بد بود منتظر بودم رئيس بياد اجازه بگيرم برم خونه که اقاي رئيس مستقيم رفته بود جلسه انجمن و زنگ زد که پس شما کجاييد باور کنيد از پنجره پريديمو يه تاکسي گرفتيم رفتيم جلسه تا از تيرهاي غضب اقاي رئيس در امان باشيم بماند که فرماندار و شهردار و رئيس شوراي شهر زودتر از ما اونجا بودن بعد از جلسه هم اقاي رئيس مارو رسوند خونه مون تمام ديروزو تو خونه موندم اميرم گفت شب مياد خونه مون يه نمونه کار ارکستر گفته بود باهم گوش کنيمو راجع به وام حرف بزنيم که نيومد و من خيلي ناراحت شدم چون کلي منتظرش شدم خاله و دخترخاله مو برده بود خياط ولي ديگه به روي خودم نياوردم فقط يه اس ام اس زدم که کارش درست نبود منو منتظر بذاره و بهتر بود بهم ميگفت ديگه دارم پوست کلفت ميشم (هميشه بدم ميومد ادما بيخيال بشن ولي انگار خودمم دارم ميشم) مامانمو مينا هم بعد از ظهر رفتن بيرون منم نشستم کلي برنج پاک کردمو ريختم تو ظرفم مامانم کل ادويه خريده بود اونارم تو جا ادويه اي ها ريختم (زعفران- دارچين-چوب دارچين- فلفل سياه- فلفل قرمز-زردچوبه-زيره- هل) يکم ديگه از اويشن و اينا مونده ادويه پلو هم که خودمون درست ميکنيم ديگه کلي خسته بودم ۱۰۰صفحه اي رمان عشق صدراعظم از الکساندر دو ما رو خوندمو خوابيدم بيام ببينم شماها چيکار کرديد سلام دیروز خواهرم از تهران برگشت یه دوربین خریده مااااااااااااااااااااااااااااااااااااااه اخه تصمیم داره اتلیه بزنه ای ول حسابی ازمون عکس میندازه تو عروسی کلی سلیقه شو قبول دارم امیرم با این اقاهه ۱۱۵ متری حرف زده بود زیاد باهامون راه نمیاد تازه گفته خونه رو ۱۵ خرداد خالی میکنن دیگه اعصام نمیکشه حس میکنم همه دارن مسخره م میکنن فعلا که قرارداد نبستیم امیر اومد خونه مونو رفتم به توصیه دوستان یه لیوان آب زرشک و بستنی انار خوردم شامم رفتیم خونه خاله مینا و یکم حساب کتاب کردیم با این حسابای ما بعد ازدواج باید ماهی ۴۰۰ قسط بدیم حالا چطوری اخه سلام دوس جونا ممنون از کمکا و حرفای قشنگتون دیروز بعد از ظهر رفتیم یه آپارتمان دیدیم میگفت ۱۰ملیون رهن کامل پایینترم میومد نزدیک خونه مامانمینا ۱۰۰مترم بود ولی یه مشکل بزرگ داشت و دلیل ارزون بودنش به نظرم همین بود این واحد طبقه همکف بود یعنی درش از پارکینگ باز میشد خب سر و صدا و الودگی داشت دیگه تازه میگفت ۳۰ خرداد خالی میکنن دیگه بی خیال شدم تصمیم گرفتیم همین اپارتمان ۱۱۵متری رو بگیریم امروز امیر ساعت ۴:۳۰ بعد از ظهر قرار گذاشته باهاشون تا خدا چی بخواد و قسمت چی باشه مانتومم رفتم گرفتم زیاد به دلم نمی چسبه خیلی خانومانه و اداریه ۶تا ظرفم برای نعناع و کاکوتی و مرزه و این چیزا خریدم ۳برگم از این برچسبای ژله ای خوشگل خریدم برای حموم و ... خاله پری هم که فعلا نیومده ۱۵روز گذشته زعفرانم خوردم فایده نکرد کسی تا حالا این مشکل و داشته؟ دکتر رفتید؟ دارو؟ خب ما کار خاصی نکردیم و همچنان به دنبال خونه هستیم دیروز به مامان و بابا گفتم برن خونه ۱۱۵ متری رو ببینن من و امیرم رفتیم یه خونه دیگه رو دیدیم خونه تو یه منطقه خوبه شهره ولی به محل کار منو خونه مون دور بود امیر گفت حالا بریم ببینیم وای انقده خونهه ناز و شیک بود ۹۵ متر دوخوابه طبقه اول ولی خب رهن نمیداد اجاره شم خیلی زیاد بود برای ما ۳۰۰۰۰۰ اصلا دلم نمیاد پول مفتو اینجوری حیف کنیم مامانو بابا هم از اون خونه ۱۱۵متریه خوششون اومده بود مامان که میگفت بریم همونو قولنامه کنیم انگار من باید تسلیم شم نمیدونم شایدم خیلی توقعم رفته بالا ای من حرص میخوردم مامان از خونه تعریف میکرد البته امتیازات زیادی داره ۱۱۵متره ۲خوابه کفش سرامیک رنگ شده طبقه اوله یه حیاط خلوت حدود ۶متری داره که لباسشویی رو اونجا گذاشته بودن همسایه هاش همه مثل اینکه تحصیلکرده و پولدارن پرشیا و پرادو و اینچیزا دارن واحد روبه روی واحد اولم تازه عروسه محل کار امیر سر کوچه شه محل کار منم پیاده حدود ۷-۸دقیقه راهه البته پول ما به خونه هه نمیرسه ولی بابا گفت کمکمون میکنه (از دست این بابای من هنوز اصلیترین قسمتای جهیزیه من مونده ) نمیدونم باید چیکار کنم همش یاد کابینتای کرم رنگش میوفتم و دستشویی فرنگیش تو حموم حرص میخورم نظرتون چیه؟ سلام اینجانب یک عدد الهه نگران عصبانی افسرده و ....می باشم وای دیروز چقدر حرص خوردم چقدر گریه کردم چقدر عصبانی بودم ساعت ۲بود بابا زنگ زد که منتظرت میمونم با هم بریم خونه منم زودتر از اداره در اومدمو با بابایی رفتیم خونه مامان گفت از مزون زنگ زدن که برم واسه پرو دامن (من تاپ لباس عروسیمو انتخاب کردم ولی دامنش مونده) سریع دوش گرفتمو رفتم مزون دختره ی خنگ دامنی که دفعه پیش پوشیدمو دوباره برام اورده گفتم اینو پوشیده بودم گفت وای من یادم نبود کلی هم منت سر من گذاشت که سایز ۴۴-۴۶ لباس عروس نیست و این چیزا باید سفارش بدیم خیلی حرصم گرفت می خوام برم از تهران لباس عروس بخرم من که نمی تونم هی منتظر افه های خانوم باشم دستبندم دوباره هیچی نپسندیدیم بعدشم قرار بود ۲تا خونه ببینیم که خیلی امیدوار بودم اما امیر زنگ زد که یکیش تصمیمش عوض شده دیگه خونه شو رهن نمیده اون یکی هم اجاره می خواد حالا فقط یه خونه مونده که امیر خوشش اوده بود و من نه و امیر بهم گفت که من رو هر خونه ای یه عیب میزارم خیلی واسم جالب بود خیلی شب کلی بنگاه نوردی کردیمو بی هیچ نتیجه ای به اون خونه که امیر دوسش داره راضی شدم دیگه اعصابم نمیکشه الانم بابا زنگ زد که ۲تا خونه پیدا کرده که فردا باید بریم ببینیم دیگه نمیدونم خیلی عقبیم خیلی شلااااااااااااااااااااااااااااام وای کاش منم ۵شنبه ها تعطیل بودم فقط جمعه تعطیل بودن خیلی کمه ۴شنبه بعد از ظهر با سمانه رفتیم بیرون مانتومو دادم خیاط گفت ۲شنبه تحویلم میده یه دونه مانتو برام ۷۵تومن تموم میشه پارچه ش فاستونی سرمه ای تیره ست خدا کنه خوب شه جنس فاستونی واسه اداره خیلی خوبه هم چروک نمیشه همم رسمیه چند تا پارچه هم برای خلعت مامان خریده بود اونارو گرفتم بعدش رفتم و ۳تا کتاب خریدم و بن هامو خرج کردم ارمیا از رضا امیرخانی چراغ ها را من خاموش می کنم از زویا پیرزاد و یه کتابم برای مامانم عشق صدراعظم از الکساندر دوما همکارم برای تولدم یه قندون خوشگل خریده بود سفیده که روش گلای رنگارنگ بود خودمم رفتم شکر ریزشو خریدم دخترخاله هامم پارچ و قوریشو برام خریدن خیلی جالب بود تله پاتی رو حال میکنید حالا همش ست شد ۵شنبه خبر خاصی نبود جمعه هم کتاب چراغ هارا من خاموش میکنمو تموم کردم بعدش تمام کابینتای مامانو باز رسی کردم و یه لیست از چیزایی که باید برای خونه مون بخریمو نوشتم بعد از ظهرم با دوس جونم رفتیم فروشگاه رفاه من عاشق این قسمتم رفتیمو کلی از وسایلی که میشد از الان خرید و خراب نمیشه رو برای خونه مون خریدیم (هاله- مشکین تاژ- مایع ظرفشویی- مایع دستشویی- ضدعفونی کننده سبزی و میوه- دستمال کاغذی-کاغذ الومینیومی- کیسه فریز- اسکاج- سیم ظرفشویی-مسواک خلال- نخ دندون- خمیردندون- یه عالمه صابون- پنبه - واکس کفش- براق کننده هوارتا ماکارونی در مدلای مختلف -لازانیا- پودر و ارد سوخاری- چای- رب گوجه فرنگی حوله کاغذی و ....تازه کلی هم ژله و پودینگ و پودر کیک خریدیم انقده حس خوبی بود خانوم خونه خرید میکرد اقای خونه حساب میکرد برای یه خونه مشترک کوشولوی خوشل دعا کنید زودتر خونه پیدا کنیمو بتونم همه اینارو بچینم حالا کلی از مواد غذایی مونده یه سری هم مامانی خریده (فدای مامان گلم همش باقالی و سبزی و لوبیا و ... برام آماده میکنه و خیلی باسلیقه و یه دست میزاره فریزر ) بعدش امیر منو رسوند خونه و رفت خونه شون منم حمیدو فرستادم چند تیکه باقی مونده رو خرید شبم چند لیوان توکلوجه خوردم دیگه نمیدونم چیکار کنم که خاله پری بیاد دیدید پیر شدم رفت یعنی من ۲۶سالم شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اعتراف می کنم هر سال روز شماری میکردم واسه تولدم ولی امسال انقدر فکر و خیال دارم که تقریبا یادم نبود تولدمه تا ساعت ۵ اداره بودمو بعدش رفتم خونه امیر یه کیک قلب گنده و یه دسته گل خوشگل برام خریده بود با ۳تا کلاه تفلد نازززززززززز بعدم رفت دنبال خواهرشینا و مامانشینا شب خوبی بود امیر بهم یه ربع سکه هدیه داد و دخترخاله م یه الیزابت علی کوچولو هم برام یه پیکسل صورتی اورده بود جای خواهرم خیلی خالی بود امسال آخرین تولدی بود که خونه بابام بودم و تفلد میگرفتیم یادش به خیر پارسال این روز ظهر ماشینو از بابا گرفتم به بهانه رفتن به اداره پست رفتم دیدن امیر بهم یه ربع سکه و یه ادکلن هدیه داد که یه کاغذ کادوی خوشگل دورشون پیچیده شده بود هزار جا قایمشون کردم و به زور جفت و جور بعضی چیزای قایمکی مزه میده ها دیشب لیمو و غزل کوشولو بهم اس ام اس زدن و تبریک گفتن ممنون از همه دوس جونام امیر امروز رفت تهران امتحان داره تو سازمان بورس ایشالا هم امتحانشو خوب میده هم زودی میاد پیشم میگم حالا که امیر تهرانه به نظرتون بگم همون ادکلن ایفوریا رو بگیره از هایلند شما چه ادکلنایی خریدید برای عروسیتون؟؟؟ این عکسارو از وبلاگ نینا جون http://i34.tinypic.com/16m95c1.jpg سلام به دوستای مهلبونم شطورید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ امروز یه عالمه کار دارم دیروز بعد از ظهر با امیر رفتیم همون خونه ۱۱۵ متری رو دیدیم من اصلا اصلا خوشم نیومد برعکس من امیر دوسش داره گرونم میگه(۱۶ملیون رهن کامل) واقعا موندم دلم می خواد یه خونه کوچولوتر حدودای ۹۰متر پیدا کنیم با قیمت مناسب بتونیم یه ماشینم بخریم اما فعلا اینطور که به نظر میرسه نمیتونیم اینکارارو بکنیم برامون دعا کنید من که به لطف خدا امیدوارم (ما واسه خونه حدود ۱۰ملیون گذاشته بودیم کنار ) دیشب بابا میگه اگه جایی به دلتون نشست منم یکم پول جور میکنم بگیریدش یه نیمه برجی هم طرف خونه خودمون هست طبقه چهارمش ۱۰۰متره هنوز که ندیدیمش ولی اونم میگفت ۱۶تومن یه سوال داشتم بچه ها من می خوام مبل و تخت و میز ناهارخوریمو از تهران بخرم میشه بگید از کجاها میتونم بخرم تو چه حدود قیمتائیه و چه پیشنهادایی دارید میسی منتظر همفکریای خوشگلتون هستم سلام الوعده وفا دیدید عکس گذاشتم خوشحالم دوستای خوبی مثل شما دارم که نظر واقعی برام میذارید دیروز با مامان رفتم بیرون که پارچه فاستونی بخرم بدم برام مانتو بدوزن امیر زنگ زد گفت بیاین بریم خونه ببینیم اومد دنبالمون یه خونه بود که طبقه دومه ۱۳۵ متر یا ۱۲۸ دقیقا نمیدونم البته ما واحد طبقه اولو دیدیم که خیلی قشنگ طراحیش کرده بودن واقعا ارزو کردم اون خونه واسه ما بود البته این طبقه رو خود صاحبخونه هم رو کابینتاش و هم رو بقیه قسمتای خونه کار کرده بود فکر نکنم طبقه بالا اینطوری باشه ولی قیمتش گرون بود حالا قراره بریم بالارو ببینیم یه واحد دیگه هم هست ۱۱۵متره اونم بالا میگه که امروز قراره ببینیمش واقعا نمیدونم چی میشه ولی اگه میتونستیم یه خونه خوب پیدا کنیم ۷۰درصد فکر و خیالام تموم میشد راستی دیروز کریستالامو خریدم ناختمن همون مدلی که نینا خریده کلا شد ۳۰۵۰۰۰تومن ۶تا پیشدستی ۶تا کاسه اجیل ۶تا پیشدستی ۶تاشیرینی خوری ۱دیس شیرینی ۱ظرف میوه ۱کشکول ۱کاسه آجیل ۱شکلات خوری ۱رولت خوری دوس جونم حسابی سرما خورده زودی خوب شو دوس جون عروسکی که داداشم برای تولدم خریده طلای عروسی(2060000)هنوز دستبندم مونده لباس بدمینتون امیر از بندرعباس خریده سلام دعوا نکنيد باور کنيد من عکس انداختم فقط فرصت نکردم حجمشو کم کنم ديروز بالاخره اجاق گاز و خريدم اجاق گاز اسنوا مدل رومينا بابا گفت اون مدلايي از اسنوا که تايمرداره خوب نيست خرابي زياد داشته منم چون نمي خواستم زياد پول اجاق گاز بدم همينو انتخاب کردم سيلورشو خريديم دوسش دارم قيمتشم حدوداي ۴۴۰ يا ۴۵۰ شده ديروز بعد از ظهر با سمانه رفتيم بيرون پودر تاپيکمو گرفتيم۳۸۰۰۰ هنوز استفاده نکردم ببينم چطوره چند جا هم سفره عقد قيمت کرديمو مدلاشونو ديديم امير اومد دنبالمونو رفتيم کيک تفلد خريديم اخه خواهرم امروز ميره تهران و ديشب تولد گرفتيم واسه مامانمم يه سشوار فيليپس کوشولو همچنان ما دنبال خونه هستيم امروز امير قراره بره يه جا رو ببينه خدا کنه اين يکي خوب باشه خلاصه ديروز کلي خوش گذرونديمو رقصيديم مامان گلم تفلدمون مبارک راستی بچه ها یکم از رسمای مادر زن سلام و اینکه چی خریدید و چه قیمتی بهم میگید فکر میکنم باید از الان به فکرش باشیم سلام ظهر شنبه تون به خیر ۵شنبه از تهران نفری ۲۰۰۰۰تومن بن کتاب بهمون دادن رئییس اداره هم ۳۰۰۰۰تومن بهمون بن داد و کلی خوش به حالمون شد کلی نقشه دارم ۱۰تومنشو دادم به مینا دلم می خواد کتاب دسرهای سنتی و مدرن پانیذ و بخرم کسی این کتابو داره؟ جمعه هم رفتن نمایشگاه کتاب که من نرفتم ۵شنبه با امیر رفتیم بیرون و از دیزل ۲تا تی شرت و یه شلوار کتان برای امیر و یه بلوز برای خواهرم خریدیم بعدشم رفتیم یه دوری تو مبل فروشی های زنجان زدیم که نتیجه ش این بود حتما بریم تهران وسایل چوبیمو بخریم یه سرویس خواب حدودای ۱۹۸۰۰۰۰بود حالا خدا کنه بتونم مرخصی جور کنمو بریم هزار تا کار داریم خیلی عقبیم خونه هم که فعلا هیچی البته امروز قراره بریم چند جا سر بزنیم دعا کنید یکم سرم شلوغه میام بهتون سر میزنم پریشب با امیر رفتیم کنار سد کلی با هم حرف زدیم یه عالمه سوتفاهم بینمون بود که رفع شد انقدر درگیر مراسم عروسی و خرید و خونه اینا بودیم که خودمونو فراموش کرده بودیم خیلی خوب بود خیلی گاهی لازمه دیروز تا ۵ اداره بودم بعدش که رسیدم خونه مامان گفت مینا امروز از تهران میاد منم تندی اتاقمو مرتب کردم و یه دوش گرفتم همون موقع ها بود مینا رسید تولد مامانم ۲۲اردیبهشت و تولد من ۲۳ اردیبهشته مینا برای مامان یه ادکلن خوشگل و برای من عکسای نامزدیمو با ۴تا از عکسای دونفره من و امیرو داده بود رو چوب چاپ کرده بودن(اسمش دقیق یادم نیست) انقده ذوق کردممممممممممممم امیرم خیلی خوشش اومد می خوایم بزنیم به دیوار اتاق خوابمون بعدش امیر اومد و با هم رفتیم دیدن یه خونه می دونید کجا؟؟؟؟؟؟؟؟ تو همون ساختمونی که گفتم یه واحدش طبقه ۵ بود این واحد طبقه اوله ۸۰ متره بد نیست گرچه من و امیر هردومون واحد طبقه ۵ بیشتر دوس داشتیم حالا هر چی صلاح باشه احتمالا یکی از همین ۲تا واحد اجاره می کنیم دعا کنید خیالمون راحت شه بعد از دیدن خونه هم رفتیم میز اتو و لگن برای حموم و چوب رختی خریدیمو برگشتیم خونه به زودی براتون یه عالمه عکس میذارم امروز ۹مین ماه با هم بودنمونه عشقم دیشب ساعت ۱۲ بهم تبریک گفت خیلی دوست دارم سلام نمایشگاه کتابم کم کم داره شروع میشه وای چقدر دلم می خواد برم نمایشگاه خدا کنه حالم خوب باشه و بتونم برم از اداره ما قراره ببرنمون دیروز بعد از ظهر قرار بود عمه و زن عموهام بیان خونه ما به خاطر همین من نه مجلس ختم عموی همکارم رفتم نه جلسه ای که ساعت ۵ بود ساعت ۳ رسیدم خونه ناهارو خوردم و یه دوش گرفتم وای همیشه لباس و انتخابش برای من معضله بالاخره یه شلوار جین یه صندل سفید و یه تونیک سفید میس اسپرت که دوس جونم از ابادان برام خریده بود و پوشیدم موهامم باز گذاشتم با یه تل سفید خلاصه از خودمان خوشمان امد مهمونی خوبی بود تا ساعت ۹ خونه ما بودن امیرمم که دنبال خونه میگشت دیروزم فرم بیمه عمرو پرکردمو وارثینمو مشخص کردم میشه در مورد متن کارت عروسی کمکم کنید و اگه متن خوبی دارید برام بنویسید؟ سلام دوستای قشنگم باور کنید من از خدامه براتون عکس بزارمو نظراتتونو بدونم ولی فعلا که دوربین ندارم به محض اینکه دوربین دستم بیاد عکس همه چیزو براتون میذارم دیروز بعد از ظهر دوباره رفتیم پرو لباس عروس لباس عروس من تاپ دامنه تاپشو انتخاب کردم ولی هنوز دامنی که می خوامو نیاورده تاپ و رزرو کردیمو و قراره هر لباس جدیدی میاره زنگ بزنه برم ببینم استرس گرفتم نکنه لباسم خوب نشه بعدش طلاهارو نگاه کردم تا دستبند بخرم اما فعلا که چیز قشنگی پیدا نکردم یه کیف ارایش کوشولو ۴۵۰۰ و یه پنکک خریدم ۱۲۵۰۰گفت امریکائیه مارک سالی .... یه دونه هم بلوز خوشگل خریدم تو این ماه اخیر ۵تا بلوز خریدم همشونم خداییش به سایز من قشنگن ولی دامن و شلواری نخریدم که باهاشون بپوشم نمایندگی دیزل اینجا حراج زده لباساشم انصافا قشنگن اگه امیر وقت بده یه سر میزنیم در مورد خونه هم که فعلا هیچی دیروز با بابا حرف زدم گفت گشتن من یه نوعی دخالته خودتون خونه رو پیدا کنید هر حمایتی لازم باشه من ازتون می کنم نمیدونم چرا بابای امیر دنبال خونه نمیگرده با اینکه اینهمه اشنا داره شایدم از دست ما ناراحته که نرفتیم خونه امیرینا زندگی کنیم اینا فکرا و حساییه که گاهی به سرم میزنه راستی کسی در مورد پودر پرپشت کننده تاپیک چیزی به من نگفتا که استفاده کردید یا نه؟ در مورد اینه شمعدونم نظر و تجربه ای دارید بهم بگید با قیمت لطفا سلامممممممممممممممممممم صبح شنبه تون به خیر چه خبرااااااااااااااااااااااااااا؟ از چارشنبه براتون تعریف کنم چهارشنبه بعد از ظهر من و مامانمو دخترخاله م رفتیم برای پرو لباس عروس ۵-۶ تا لباس عروس پوشیدم از یه تاپ خیلی خوشم اومد قراره امروز بعد از ظهرم برم دامنشو انتخاب کنم دعا کنید امروز بتونم یه لباس عروس خوب پیدا کنم بعدش رفتیم سرویسای طلا رو نگاه کردیم از هیچ کدوم خوشمون نیومد ۵شنبه صبح من و امیرم رفتیم یه پلاک و زنجیر خوشگل با یه جفت گوشواره خریدیم موند دستبند که امروز میریم دنبالش خیلی خوشحالم که سرویس نخریدم این پلاک و خیلی دوست دارم همه هم خوششون اومد ۵شنبه ساعت ۳هم رفتم ارایشگاه گفته بود ۳تا عروس دارم بیا اینجوریشونو ببین از رو عکس زیاد نمی تونی تشخیص بدی رفتم عروسار و دیدم ملیح و ساده همون ارایشگاهم رزرو کردیم ارایشگاه ژاسمن در مورد خونه هم همچنان داریم میگردیم مورد زیادی نیست فقط ۲تا بود که از یکیش خوشمون نیومد یکیشم هنوز ندیدیم همه خونه هارو با همون خونه اولی مقایسه میکنم سپردم به خدا دیروزم زدیم به دشت و بیابون خوش گذشت مرسی دوس جونم حالا بیام بهتون سر بزنم فقط ۲ماه مونده سلام دوستای خوبم امیدوارم همیشه خوب خوب باشید و هوای رابطه هاتون آفتابیه آفتابی دیروز صبح رفتم مدرسه دختر عموم و یکم از خودم در مورد شغل و رشته م برای بچه های دبیرستانی سخنرانی در کردم مدیر مدرسه ای که راهنماییمو اونجا درس می خوندمم اونجا بود اومد منو بغل کرد و کلی خوشحال شدم دیدمش بعد از ظهر و شب هم رفتیم عروسی همکار امیر براشون يه ربع سکه برديم من خیلی علاقه مند بودم عروس و ببینم رفته بود سرخ پوش خیلی فانتزی و رنگارنگ درستش کرده بودن با روحیات من جور نبود ولی ماشین عروسشون خیلی خوشل بود لباس عروسم خاله داماد دوخته بود قشنگ شده بود امیر می گفت پول پارچه و سنگاش ۷۰۰ تومن شده شامم تو خونه دادن وای عروسیه خونه خیلی سخته فکر کنید جا کوچیک اینهمه مهمون و ..... مراسم اقایون خوب بود ارکستر اینا داشتن امیرم می خواست بمونه اما چون من وقت خوابم می گذشت دیگه منو رسوند خونه و اما اندر احوالات خونه گرفتن ما راستش تا حالا که خونه مناسب پيدا نکرديم فقط يه آپارتمان ديديم که موقعيت مکانيش عاليه يعني هم به محل کار من و امير نزديکه هم مرکز شهره هم مسيره هم دور و برش همه چي داره نوسازه يعني هنوز يه هفته کار داره که تکميل شه پارکينگ و انباري هم داره ۹۳متره خوبم ساختنش منو امير خوشمون اومده البته گرون ميده ۱۲مليون رهن کامل حالا بازم اين مشکل با کمک بزرگترا حل شدنيه در واقع چيزي که باباي منو و امير بهش گير ميدن اينه که اين آپارتمان طبقه ۵ و اسانسورش هنوز اماده نيست و گفتن ۳۰-۴۰روز طول ميکشه اماده شه حالا نمي دونيم چيکار کنيم سپردم به خدا هر چي قسمتمون باشه آمار۶ماهه هم بالاخره فرستاده شد حالا بايد يه عالمه نامه رو پيگيري کنم سعي ميکنم امروز به همتون سر بزنم برامون دعا کنيد سلام دوس جونا خوفید بابا من دیروز نبودم یکم تحویل می گرفتید امیدوار میشدم هنوز من دارم امار ششماهه می نویسم حتی جمعه هم ۱۰ساعت پای کامپیوتر بودم باید دیروز می فرستادم که هنوز تموم نشده با کلی ادمم دعوا کردم دعا کنید امروز دیگه تموم شه و من بتونم با خیال راحت به کارای عروسی برسم در مورد خونه هم بگم که فعلا هیچ موردی یافت نشده با اینکه امیر هر روز پیگیره و بابابمم چند جا سر زده ما يه خونه ۸۵ متري مي خوايم دو خوابه رهن کامل حدود ۸تا ۱۰ مليون ولی هنوز هیچی به هیچی دیروز بعد از ظهرم با مامان و مینا رفتم ۲تا لباس عروس پوشیدم تو عروس سبز یکیش دنباله دار بود از اون خوشم اومد گفت با تور و تاج و شنل کرایه ش ۲۵۰۰۰۰میشه (یادتون هست که گفتم اینجا به قیمتا نظارت میکنن همینو زمستون ۴۵۰ میگفت) بعدش اميرم اومد دنبالمون و رفتيم پيش خانم حريرچيان يه خانم با کلاس و کاربلدي بود لباس عروساشم خارجي بود ميگفت وسط قطعات ماشين ريو واردش ميکنن 2تا لباس پوشيدم تا اندازه م دستش بياد بعد گفت داره ميره تهران 4شنبه بعد از ظهر برام وقت پرو داد يه ژورنالم داشت پر از لباساي خوشگل مجلسي گفت اگه بخوايد پارچه مي خريد و لباستونو انتخاب مي کنيد 160تومن دستمزد ميگيره و 10 روزه لباسو تحويل ميده لباسو مي فرسته تهران ميدوزن بعدش اميرم مارو رسوند خونه و خودش رفت غواصي چند تا سوال دارم ۱- براي لاغر شدن بازو چه راهي پيشنهاد ميکنيد؟)خيلي مهمه ها) ۲- خانم حرير چيان سفره عقدو ۱۸۰ ميگرفت با ميوه و سبزي ارايي بدون گل به نظرتون خوبه؟ ۳- ميگن يه سري اينه شمعدون شيشه اي هست روش نقره کار ميشه کسي ديده يا از قيمتش خبر داره؟ شلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام خوفید؟ شطورید؟ منم خوبم فقط تا ۵ اردیبهشت۳روز مونده با احتساب جمعه و من باید هوار صفحه امار بفرستم تهران و هنوز یک عدد هم وارد نکردم اصلنم تنبل نیستم هزار تا کار و دارم همزمان انجام میدم خب دیروز خواهرم از تهران اومد و کلی از خریدای من خوشش اومد ساعت حدود ۶:۳۰ هم امیر اومد دنبالم که بریم دنبال خونه بگردیم بعد یه خبر خوب بهم داد وای انقده ذوق کردممممممممممممممممممممم دوس جونم داور ملی شده یعنی قراره تو مسابقات قهرمانی اسیا سوت بزنه و این یعنی یه پله به داوری بین المللی نزدیک میشه یعنی اینکه امیر من همیشه رعایت عدالت و قوانین و تو بازیا انجام داده تو باعث افتخار منی عشق قشنگم همینجا بهت تبریک میگم و از خدا می خوام همیشه بهترین باشی فعلا منتظر دعوت نامشیم تا به خانواده ها بگیم بعدشم رفتیم ۵-۶تا بنگاه سر زدیم اما دریغ از یه آپارتمان خوب ما یه آپارتمان رهن کامل می خوایم تو منطقه سعدی شمالی یا کوچه مشکی ولی فعلا که چیزی پیدا نکردیم دیروز ۲تا خونه دیدیم ولی ادم گریه ش میگرفت ولی من مطمئنم یه خونه خوشگل پیدا میکنیم و خدا کمکمون میکنه شمام برامون دعا کنید میشه اگه تجربه ای در مورد خونه دارید بهم بگید در مورد اینکه اندازه ش چقدر باشه و چطوری باشه سلام دوس جونا امروز یکی از همکارای خانوم رفته ماموریت اون یکی هم صبح بهم گفت حالش بد بوده رفته بیمارستان و امروز نمیاد این یعنی اینکه من امروز تو اتاقمون تنهام با یک خروار کار و کاغذ و نامه و آمار شش ماههههههههههههههه که باید تا شنبه بفرستم تهران و هنوز هیچ .....نکردم تورو خدا دعا کنید دیروز ساعت ۳رفتم خونه درو که باز کردم دیدم بابا ماشین ظرفشویی خریده برام کلی ذق مرگ شدم مجیک رومیزی ۸نفره البته من یه مدل دیگه شو دوس داشتم اما بابا گفت از نمایندگیش پرسیده گفتن اون مدل خیلی ارور میده و خراب میشه اینم البته خوشگله عکسشم اینه قبلا به بابا گفته بودم که ماشین ظرفشویی رو با حقوق خودم می خرم و این احساس خوبی بهم میده ناهار خوردم یکم استراحت کردمو زنگ زدم به آبجی(خواهر امیر) با هم رفتیم خیاط لباسشو داد براش بدوزن منم چند تا مدل پیراهن دیدم اما اصلا دلم نمی خواد بدوزم دلم پیراهن آماده می خواد یه پیراهن حریر ساده بعدشم مامان اومد و رفتیم ۲تا آرایشگاه البومشو دیدیم اولیش دلربا بود که من اصلا خوشم نیومد با اینکه معروفترین ارایشگاه اینجاست بعدش رفتیم مژه آرایش صورتش خیلی قشنگ بود مخصوصا چشمارو خوب آرایش میکرد بهم گفت می خوای چطوری بشی گفتم می خوام ساده و ملیح درستم کنه یه جورایی کلاسیک گفت خودش این سبک کار میکنه و گفت چند جای دیگه هم سر بزنم و اگه خواستم برم ازش وقت بگیرم گفت باید یکمم گریمم کنه و برام گونه بزاره حالا ۲جای دیگه رو هم می خوام ببینم ولی احتمالا همون برم مژه و یه چیز جالب که نمیدونم تو شهرای شما هم اعمال شده یا نه پارسال اینجا از عروس نرخ پایه حدود ۳۵۰ بود ولی الان همه ارایشگاهارو جریمه های سنگین کردن و نرخا اومده پایین مثلا از ۱۲۰ شده تا ۲۰۰ تومن کلی خوشحال شدم بعدشم رفتیم یه جا لباس عروس دیدیم که خیلی ضایع بوددددددددد شبم امیرم اومد خونه مون کسی از این پودرای پرپشت کننده مو استفاده کرده؟![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بشم این چندروزه دست تنها
![]()
![]()
برداشتم اخه کریستا منم همون طرحه
![]()
![]()
![]()
خريديم انقده نازه![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |



