ღஜ تو را به خاطر خاطره ها دوست دارمღஜ
سلام دوس جونا دیشب من و امیر رفتیم خونه آبجی خانوم (خواهر امیر دخترخاله بنده و خواهرررررررررر شوهررررررررررررم) خیلی خوش گذشت اصلا زمان و نفهمیدم یه عالمه حرف زدیم چند نمونه از روبان دوزیاشم بهم نشون داد ما تصمیم گرفتیم گیفت عروسی رو خودمون درست کنیم هر کس نمونه گیفت داره برام بفرسته لطفاااااااااااااااا بعدشم در عالم دخترخاله گی کلی بهم پیشنهاد داد که واسه جهیزیه خودت و خانوادتو اذیت نکن بعدا ادم تو زندگی همه چیو می تونه بخره ببینید چه خواهر شوهری دارم تازه یه قراری هم با هم گذاشتیم که چون امیر اینجارو می خونه نمیتونم بگم من خیلی دوسش دارم امیدوارم همیشه رابطه مون همینطور بمونه خیلیم سلیقشو دوس دارم حدودایه 11بود که برگشتیم خونه راستی اینم عکسه فنجون و قندون ببخشید تاریکه اخه اینو تو زیرزمینمون که اتاقه جهیزیه با اجازه تون من برم کتابمو بخونم امروز جلسه نقد کتاب داریم گفتن نتایج ازمون استخدامی اخر این هفته اعلام میشه منو از دعاهاتون بی نصیب نذارید![]()
![]()
![]()
نام گرفته انداختم![]()
| Design By : Night Skin |


