تبليغاتX
ღஜ تو را به خاطر خاطره ها دوست دارمღஜ - جوگیری من و دوس جونم و یه همفکری صمیمانه با مامان و بابا




















ღஜ تو را به خاطر خاطره ها دوست دارمღஜ

سلام دوس جونا

صبحتون به خیر

اول جواب سوالای پست قبلیتونو بدم 

۱. من برای تولد امیر چیزی نخریدم

یعنی گفتم که تولد شناسنامه ای امیر ۷شهریوره

و من اون روز براش این ادکلن و خریدم

واسه همین امیر گفت دیگه نمی خواد هدیه بخری

و به جاش برام کیک تفلد درست کن

جواب سوال دوم که چرا می خوام از اینجا برم؟

چون شما منو دوس نداریددددددددد

فقط یه نفر ازم خواست ادرس جدیدمو بهش بدم

جواب سوال سوم در مورد کیک:

عزیزان من کیکه واقعا خوشمزه شده بود

ولی ظاهرش که گفتم ضایع بود

ولی به محض اینکه دوربین دستم برسه عکسشو میذارم

که یکمم شما بخندید به هنر من

حالا بریم سراغ اتفاقات دیروز:

بعد از ظهر جمعه که مثل همیشه رفتیم خونه مادر بزرگم

بعدشم مامانینا رفتن خونه اون یکی مادربزرگ و منو امیر و سمانه رفتیم بیرون

یه بستنی دوس جونم برامون خرید و سمانه رو گذاشتیم خونشون

بعدش با امیر رفتیم یه مغازه خوشگل

یه عالمه کابینتایه ناز و اشپزخونه های طراحی شده داشت

از متری ۲۲۰ تا ۸۵۰ هزار تومان ناقابل

بعدش از اونجائیکه من و امیر تحت تاثیر قرار گرفته بودیم

و خونه سحربانو رو هم دیده بودیم

(اخه خونه سحربانو خیلی شبیه طبقه پایینه خونه خالمیناست)

سریع اومدیم خونه ما و شروع کردیم به حساب کتاب کردن

و تغییرات دادن خونه و اینا

و حدود ۵-۶ملیون هزینه تعمیرات بود

(جابجایی دیوارا و کابینت و سرامیک و ....)

بعدش با امیر تصمیم گرفتیم با باباییم مشورت کنیم که بابا مخمان را زد

گفت که خودش اصلا راضی نیست به این تغییرات

بعد گفت بهتره صبر کنیم محل کار من مشخص شه و بعد در مورد خونه تصمیم بگیریم

و یه سری مسائل و مطرح کرد و نظر خودش این بود

که اگه خونه رهن کنیم استقلال بیشتری حس میکنیم و

در اخر گفت که ما باید رضایت قلبی خاله اینارم جلب کنیم و خیلی حرفایه دیگه

البته خود امیرم دوس داره خونه رهن کنیم

خیلی بحث جالبی بود

من که کلی حال کردم

بعدشم یوزارسیف دیدیم و دوس جونم رفت خونشونو

خوافیدیم و الان در خدمت شما هستیم

نوشته شده در شنبه نهم آذر 1387ساعت 9:15 توسط من و دوست جونم| |


Design By : Night Skin