تبليغاتX
ღஜ تو را به خاطر خاطره ها دوست دارمღஜ - معاینات پزشکی و تشخیص هویت




















ღஜ تو را به خاطر خاطره ها دوست دارمღஜ

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

شطورید؟ چه خبرا از دوستان وبلاگستان؟

وای اگه بدونید این دو روز چقدر این ور و اونور رفتم بهم حق میدید که نرسم آپ کنم

(چقدر خودمو تحویل گرفتن حالا مگه نوشته های من چقدر مهمه)

الانم که ساعت 6 هست و من بیدارم به خاطر اینه که یه لحظه چشامو باز کردم دیدم مینا نیست

رفتم پایین دیدم سرما خورده و سردرد داره

خودشو چسبونده به رادیات

واسش چایی درست کردم مامانم بیدار شد یکم بخور و قرص و اینا دادیم خوب شد

دیگه خوابم نبرد گفتم بیام شما عزیزان را در جریان امور مسخره استخدامی قرار بدم

فکر کنم تیکه تیکه بنویسم بهتره

دوشنبه صبح:

- ساعت 9 بابا رو رسوندم مغازه و ماشینو گرفتمو رفتم دنبال سحر

* درمانگاه شماره 9 پزشک عمومی

*ازمایش خون و ازمایش .....3560

*تست شنوایی2000

*بیمارستان موسوی برای دکتر قلب(وقت نداد)

*بیمارستان موسوی دکتر ارتوپد(وقت نداد)

*بیمارستان ولیعصر چشم پزشک(وقت نداد)

*بیمارستان شهید بهشتی دکتر اعصاب و روان 4780

(فقط پرسید مشکلی ندارید ما گفتیم نه و برگه هامونو مهر زد)

*دوباره 8تا دیگه عکس گفتم برام چاپ کردن

سه شنبه صبح:

*ساعت 6 زنگ زدیم و برای دکتر قلب وقت گرفتیم گفتن 9 بیاید

*برای دکتر ارتو پد باید حضوری تشریف ببریم وقت بگیریم

*ساعت 8 رفتم دنبال سحر و رفتیم برای تشخیص هویت و انگشت نگاری

*خانوم برید 1000تومن بریزید بانک و کلی مدارک بیارید بعد

*رفتیم برا ی ازمایش اعتیاد  با سرعت فراوان

 چون فقط تا 10 ازمایش میگیرن و از طرفی 9باید بیمارستان باشیم

*ازمایش اعتیاد 2800(کلی حاشیه داره ولی حوصله ش نیست)

*بیمارستان موسوی ارتوپد دوباره وقت نمیده و من دعوا میکنم

* ازم نوار قلب میگیرن و حیثیتمان بر باد میرود 2800

*دکتر قلب معاینه میکنه 2800

* دکتر ارتوپد هم دلش میسوزه و فقط بهم میگه پاشو حالا بشین2800

*میزیم بانک و پول میریزیم برای انگشت نگاری

*از مدارک کپی میگیریم

*میریم تشخیص هویت و کلی کثیف کاری میشه

میگن برید یه هفته بعد بیاین جواب بگیرید ولی یه اقای درجه دار

 از سحر جان خوشش می اید و به ما میگوید فردا بیاید جوابتونو بگیرید

 و من فقط تو ذهنم قیافه رئیس نهاد و مجسم میکنم که فکر کرده

 تا ما مدارکو ازمایشات و نخود سیاهارو تموم کنیم

1ماهی طول میکشه در صورتیکه مدارکمون و فردا یا پس فردا میبریم

 و ناخوداگاه خنده م میگیره

*چراغ بنزین روشن شده و من استرس دارم و کارت بنزینم پیش باباست

*سحرو میذارم مغازه باباش و میرم پیش باباییم تا باهم بریم خونه ساعت 12 ظهره

*بعد از ظهر دیگه حوصله بیمارستان ندارم از یه چشم پزشک بیرون وقت میگیریم

8800 تومان نفری میدهیم تا تایید کند ما سالمیم

خب حالا دیگه مونده امروز بریم اول جواب تست اعتیاد و بگیریم

بعد بریم جواب تشخیص هویت و بگیریم

بعد بریم جواب ازمایش خونو بگیریم

بعد اگه هیچ کدوم اینا مشکل نداشت و اماده بود بریم پیش یه پزشک عمومی

و بالاخره تموم شه

ببخشد خیلی یه جوری نوشتم

همه اینا نشونه حرصیه که از بی برنامه گی تو همه جا دیدم

و از علاف شدنامون

دیگه تا نگهبان و ابدارچی هم برای ما قیافه میگرفتن

جالب اینجاست که با اینکه من دفترچه تامین اجتماعی دارم

 و همه جا قبولش میکردن اما گفتن چون استخدامیه ازاد محسوب میشه

جالبتر اینکه هر کدوم از این بیمارستانا و مراکزی که معرفی کردن خیلی جاهای پرتیه

یکیش پای کوه یکیش کمربندی و اتوبان  یکیش پایین شهر

خلاصه رسم کشیده شده این دو روز

ولی من همش خدارو شکر میکردم به خاطر اینکه واسه مریضی این مراحلو طی نمیکنم

خدایا یه عالمه ازت ممنونم یه عالمه

از بابایی گلمم ممنونم با اینکه بدون ماشین واقعا کارش لنگ میمونه

اما بدون اینکه من بگم خودش ماشینو بهم داد و وقتی بنزین نداشت و من استرس داشتم

بهم گفت لوس نشو این ماشین خاموش نمیکنه برو کاراتو انجام بده

از امیرمم ممنونم چون کلی سر به سر من میذاره و هی بهم میگه کارمند کوچولو

تازه هی میگه صبر کن بری سرکار

اهان داشت یادم میرفت

پریشب دوست جونم یه تراول بهم داد گفت پیشت باشه لازمت میشه

بعدش دیروز عصر که از چشم پزشک برگشتیم رفتیم

یه دستکش و شال و بلوز و کتاب و یه تونیک تور توری بنفش خریدیم

مرسی عشقققققققققققق من

یه پالتو دیدم ماااااااااااااااااااااااااااااااااااه

کرم بود دور گردنشوم خز داشت مارک ورساچه

170000یکم کمرش برام تنگ بود اما من چشم مونده روش

حالا مامانم گفت فردا بریم ببینیمش شاید بشه یه کاریش کرد

اگه مامان بتونه کاریش کنه به جای موبایل فعلا پالتو می خرم

طلسم خریدن گوشی نو شاید عید بشکنه

دوس جونا دعا کنید کارام سریع پیش بره

و یه جای خوب منو بزارن

به یادتونم باااااااااااااااااااااااااااااااااااااای

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 6:31 توسط من و دوست جونم| |


Design By : Night Skin