ღஜ تو را به خاطر خاطره ها دوست دارمღஜ
سلام دوس جونااااااااااااااااااااااااااا خوفید؟ شما الان با یک الهه سحر خیز مواجهید که از استرس داره میمیره اخه فردا باید این کتابو نقد کنم حالا نقدش مسئله ای نیست مسئله اینه که باید در مورد اخلاق حرفه ای سخنرانی از خودم در کنم از کسی هم خجالت نمیکشم جز این اقای دکتر که خط و نشون کشیده حسابی می خواد سوال بارونم کنه قرار بود این جلسه 30 اذر باشه ولی چون شب یلدا بود گفتم جلوتر بندازنش و چون برنامه هیچکس جور نشد فردا رو تعیین کردن الانم نمی تونم زیرش بزنم چون دعوتنامه ها رو فرستادن اومدم یه آپی بکنمو برم سر درس و مخشممممممممم 5شنبه صبح با سمانه رفتیم و یه چکمه گوگولی اسپرت براش خریدیم و کلی پیاده روی کردیم امیرم کلاس داوری بود ساعت3 اماده شدم امیر اومد دنبالمو رفتیم خونشون یه کارتون خوشلم دیدیم کلی خنده دار بود با خاله هم یه عالمه حرف زدیم و کلی منو شرمنده کرد گفت این هفته یه وقتی بذار برید یه بلوز برای شب یلدا برات بخریم و گفت که میدونم این هدیه ها لیاقت تورو نداره فقط می خوام بدونی که به یادتیم من خالمو خیلی دوس دارم ولی خیلی حرص می خوره برای مراسم ما دوس داره همه چی عالی باشه هی برنامه ریزی میکنه منم باهاش موافقما ولی نمی خوام انقدر اعصابش خراب شه شامو که خوردیم سریع برگشتیم خونه اخه دایی بابا می خواستن بیان خونمون اونام تا 12 نشستن اومده بودن من دخترشونو واسه کنکور ثبت نام کنم(اینترنتی) کل جمعه رو هم درس خوندمو خونه مادربزرگم نرفتم شبم چون روحیه مون خیلی کسل بود 15دقیقه خانوادگی رقصیدیم و بعدش لالا هفته خوبی داشته باشید دوس جونا واسه منم دعا کنید خوب ارائه بدم مطالبمو![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


