تبليغاتX
ღஜ تو را به خاطر خاطره ها دوست دارمღஜ - پیش فاکتور




















ღஜ تو را به خاطر خاطره ها دوست دارمღஜ

شلااااااااااااااااااااااااااااااااااام

من به این نتیجه رسیدم که همتون نامردیییییییییییییید

یه نفر نپرسید مردی زنده ای ترسیدی نترسیدی

افسرده  میشویم

دیروز تا ۳ اداره بودم

جلسه داشتیم

دیگه وسط جلسه گفتم شرمنده من باید برم

آخه هفت یکی از فامیلامون بود و ناهار دعوتمون کرده بودن

اما من به ناهار نرسیدم امیر رفت ناهار

واسه مسجدشون اومد دنبالم

تندی رفتیم خونه ما

من لباسامو عوض کردمو رفتیم مسجد

بعد از مسجد امیر منو رسوند خونه ناهار بخورم

(تازه برام ناهارم گرفته بود)

خودشون رفتن سر خاک

بعد دوباره اومد دنبالمو رفتیم نمایندگی سایپا و پارس خودرو

و یه پیش فاکتور گرفتیم

دعا کنید واممونو بدن

از اونجام رفتیم خونه خاله اینا

یه عالمه هم شکلات مرسی خوردیم

و طمه های مختلفشو امتحان کردیم

یکمم با امیر قهر کردیم

دوباره اشتی شدیمو

همییییییییییییییییییییییییییییییین 

نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 8:19 توسط من و دوست جونم| |


Design By : Night Skin