تبليغاتX
ღஜ تو را به خاطر خاطره ها دوست دارمღஜ - من اومدممممممممممممم




















ღஜ تو را به خاطر خاطره ها دوست دارمღஜ

 سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

من اومدم وای دلم براتون یه ذره شده بود ...

و برای دوس جونم از همه بیشترررررررررررررر

آپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپ می کنیم        

وای انقد ننوشتم نمیدونم از کجا شروع کنم

ما سه شنبه صبح ساعت ۷ رفتیم قم

زیاد نمی خوام توضیح بدم فقط اینکه یه دوره ۵روزه آموزشی

بود تو یه مجتمع نزدیک جمکران

صبح و عصر کلاس داشتیم با ادمای کله گنده

شبم امتحان میگرفتن

دیگه شب جنازه بودیم

باید چادرم سر میکردیم

حق خروج از مجتمع رو هم نداشتیم مگر با اجازه مسئول گروه که خودم بودم

انقده کیف میداد که نمیذاشتن آقایون برن بیرون

مگه اینکه من اجازه میدادم و امضا میکردم

ولی کلا چون با بچه ها بودیم خوش گذشت

خیلی از دوستای دوران کارشناسی و کارشناسی ارشدمم دیدم

یه بار جمکران و یه بارم حرم حضرت معصومه رفتیم

واسه همه دعا کردم مخصوصا بابای ساره عزیزم

یکشنبه بعد از ظهرم برگشتیم زنجان

 خسته کننده بود مخصوصا که تعطیلاتمونم از دست رفت

فکرم نمیکنم برامون ماموریت بزنن

از وقتیم اومدم هزار تا کار سرم ریخته

تازه باید گزارش بنویسم

خانومای کارمند کسی تا حالا گزارش دوره نوشته؟

نمونه دارید برام بفرستید؟

من الان باید برم از همکارا امتحان بگیرم

ممنون که تو این مدت با اس ام اس و کامنت یادم کردید

و ممنون از دوس جونم که تو وبلاگ نوشت و نذاشت سوت و کور باشه

دیشبم به خاطر اینکه ابلاغم اومده بود برام یه کیک تفلد خوشمزه خریده بود

بر میگردمو به همتون سر میزنم

 

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 9:3 توسط من و دوست جونم| |


Design By : Night Skin