ღஜ تو را به خاطر خاطره ها دوست دارمღஜ
من اومدم دوس جونااااااااااااااااااااااااااااااااااااا با این که یه عالمه رو میزم نامه هست و هوار تا کار ولی دیگه بی خیال شدم گفتم بیام یکم تعریف از خودم در کنم ما چهارشنبه رفتیم تهران برای مسابقه ۱۰۱ حدودای ۹ رسیدیم استودیو سیما فیلم (خیابون شریعتی خیابان یخچال) تا ساعت ۲ظهر فیلمبرداری و هماهنگیا طول کشید من هنوز زمان مسابقه رو نمی دونم فقط میدونم تو ایام عید هست راستش استرس اونجا خیلی زیاد بود و ۶ثانیه هم زمان کمیه دیگه از اونطرفم من با بغل دستیام هماهنگ کرده بودم که اگه سوالی رو نمیدونستیم یکی گزینه الف یکی گزینه ب و یه نفرمونم گزینه ج رو انتخاب کنه بعد جایزه ها رو تقسیم کنیم که از شانس من همه گزینه های ب غلط بود ولی هم تجربه جالبی بود هم کلی خندیدیم ولی چند تا چیزو باید بگم راجع به مسابقه اولا که خیلی گیر بودن به لباس و موهامونو و اینکه استین مانتومون کوتاه نباشه من که اخرش عین این خواهر بسیجیا نشستم خیال خودمو راحت کردم واسه همین میگم منو نبینید دیگه دوما انقدر سیستمشون قاطی میکرد وسط ضبط که خیلیا که جواب و دفعه اول غلط زده بودن تا سیستم درست شه جواب صحیح و میپرسیدن سوما انقده دوربین بود و رو دست و صورت ادم زوم میکرد که ادم استرس می گرفت اخرشم گفتن جایزه ها صوری بوده هر استان اون یه ملیونی که اورده رو بین همه تقسیم کنه و به همین دلیل ۲۸۵۰۰تومان به بنده تعلق گرفت بعدشم من از گروه جدا شدم امیر اومد و یکم خرید کردیم یه مانتو مجلسی خریدیم۵۲۵۰۰ یه روسری ابریشم خریدیم ۱۴۵۰۰ تو حراج تی تی دو تا شال خریدیم ۹۰۰۰ یه ریمل و سایه نیوا ۱۸۰۰۰ با یه کیف که بهم هدیه دادن و ..... پریروزم با امیر رفتیم واسه عشقم لباسای عیدشو تو همون مغازه اول خریدیم یه کت تقریبا اسپرت قهوه ای سوخته ۱۲۰۰۰۰ یه شلوار همرنگ یادم نیست حدودای ۴۰۰۰۰ یه بلوز ورساچه ۴۱۰۰۰ فکر کنم همه عید دوس جونمو نگاه کنن دیگه اینکه امیرم یه خبر خوب دیروز بهم داد اونم اینکه ماشینمونو فردا اگه خدا بخواد تحویل میدن البته ما قراره بفروشیمش ولی خب کلی از فکر و خیالامون کم میشه امروزم قراره برام عیدی بیارن راستی بچه ها رسم شما واسه عیدی چه جوریاست؟؟؟؟؟![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


