ღஜ تو را به خاطر خاطره ها دوست دارمღஜ
سلام دوستااااااااااااااااااااااااااای مهلبون خوفییییییییییییییییییییید اول از همه یه آفرین به هلیای عزیز به خاطر تصمیم درستش دیروز من تا ساعت ۴ اداره بودم چون قراره این هفته رئیس بزرگ از تهران بیاد و همه تو هول و ولا هستند و متاسفانه همه کارا رو هم ما که تو ستادیم باید انجام بدیم باید سعی کنم بی خیال تر و خونسردتر باشم خودم اینهمه کار دارم هزار تا کار جدیدم میریزه سرمون ساعت ۴:۳۰ که رسیدم خونه آماده شدمو با مامان رفتیم بیرون کریستالای خوبی تو بازار نبود شایدم خریدای جدید نیومده قرار شد یکم صبر کنیم بعدش با مامان رفتیمو لباس ز* ی* رای خرید عروسیمو انجام دادم وای انقده قشنگن همش سفیده ها ولی جنسای فوق العاده ای دارن حیف نمی تونم توضیح بدم فیلتر میشم امروزم بعد از ظهر با آبجی(خواهر امیر) قرار گذاشتیم بریم واسه لوازم ارایش و احتمالا پارچه بخریم برای کت شلوار یا کت دامن دعا کنید چیزای خوبی بخریم بابای![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


