ღஜ تو را به خاطر خاطره ها دوست دارمღஜ
فقط ۲ماه مونده سلام دوستای خوبم امیدوارم همیشه خوب خوب باشید و هوای رابطه هاتون آفتابیه آفتابی دیروز صبح رفتم مدرسه دختر عموم و یکم از خودم در مورد شغل و رشته م برای بچه های دبیرستانی سخنرانی در کردم مدیر مدرسه ای که راهنماییمو اونجا درس می خوندمم اونجا بود اومد منو بغل کرد و کلی خوشحال شدم دیدمش بعد از ظهر و شب هم رفتیم عروسی همکار امیر براشون يه ربع سکه برديم من خیلی علاقه مند بودم عروس و ببینم رفته بود سرخ پوش خیلی فانتزی و رنگارنگ درستش کرده بودن با روحیات من جور نبود ولی ماشین عروسشون خیلی خوشل بود لباس عروسم خاله داماد دوخته بود قشنگ شده بود امیر می گفت پول پارچه و سنگاش ۷۰۰ تومن شده شامم تو خونه دادن وای عروسیه خونه خیلی سخته فکر کنید جا کوچیک اینهمه مهمون و ..... مراسم اقایون خوب بود ارکستر اینا داشتن امیرم می خواست بمونه اما چون من وقت خوابم می گذشت دیگه منو رسوند خونه و اما اندر احوالات خونه گرفتن ما راستش تا حالا که خونه مناسب پيدا نکرديم فقط يه آپارتمان ديديم که موقعيت مکانيش عاليه يعني هم به محل کار من و امير نزديکه هم مرکز شهره هم مسيره هم دور و برش همه چي داره نوسازه يعني هنوز يه هفته کار داره که تکميل شه پارکينگ و انباري هم داره ۹۳متره خوبم ساختنش منو امير خوشمون اومده البته گرون ميده ۱۲مليون رهن کامل حالا بازم اين مشکل با کمک بزرگترا حل شدنيه در واقع چيزي که باباي منو و امير بهش گير ميدن اينه که اين آپارتمان طبقه ۵ و اسانسورش هنوز اماده نيست و گفتن ۳۰-۴۰روز طول ميکشه اماده شه حالا نمي دونيم چيکار کنيم سپردم به خدا هر چي قسمتمون باشه آمار۶ماهه هم بالاخره فرستاده شد حالا بايد يه عالمه نامه رو پيگيري کنم سعي ميکنم امروز به همتون سر بزنم برامون دعا کنيد![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


