ღஜ تو را به خاطر خاطره ها دوست دارمღஜ
خب ما کار خاصی نکردیم و همچنان به دنبال خونه هستیم دیروز به مامان و بابا گفتم برن خونه ۱۱۵ متری رو ببینن من و امیرم رفتیم یه خونه دیگه رو دیدیم خونه تو یه منطقه خوبه شهره ولی به محل کار منو خونه مون دور بود امیر گفت حالا بریم ببینیم وای انقده خونهه ناز و شیک بود ۹۵ متر دوخوابه طبقه اول ولی خب رهن نمیداد اجاره شم خیلی زیاد بود برای ما ۳۰۰۰۰۰ اصلا دلم نمیاد پول مفتو اینجوری حیف کنیم مامانو بابا هم از اون خونه ۱۱۵متریه خوششون اومده بود مامان که میگفت بریم همونو قولنامه کنیم انگار من باید تسلیم شم نمیدونم شایدم خیلی توقعم رفته بالا ای من حرص میخوردم مامان از خونه تعریف میکرد البته امتیازات زیادی داره ۱۱۵متره ۲خوابه کفش سرامیک رنگ شده طبقه اوله یه حیاط خلوت حدود ۶متری داره که لباسشویی رو اونجا گذاشته بودن همسایه هاش همه مثل اینکه تحصیلکرده و پولدارن پرشیا و پرادو و اینچیزا دارن واحد روبه روی واحد اولم تازه عروسه محل کار امیر سر کوچه شه محل کار منم پیاده حدود ۷-۸دقیقه راهه البته پول ما به خونه هه نمیرسه ولی بابا گفت کمکمون میکنه (از دست این بابای من هنوز اصلیترین قسمتای جهیزیه من مونده ) نمیدونم باید چیکار کنم همش یاد کابینتای کرم رنگش میوفتم و دستشویی فرنگیش تو حموم حرص میخورم نظرتون چیه؟![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


