ღஜ تو را به خاطر خاطره ها دوست دارمღஜ
شلام خوفید خوشید؟ فکر کنم خاصیته دوستی با کارمنداست که منم جمعه ها نمی تونم آپ کنم خب از 5شنبه شروع می کنیم مادربزرگ من خیلی وقت پیشا واسه خونه خریدن دایی نذر کرده بود البته این نذر واسه خیلی سال پیشه چون داییم الان 2-3تا خونه داره بعد الان به دلش اومده بود و تصمیم گرفته بود این نذر و ادا کنه راستش من اصلا این اسمو نشنیده بودم اما بهش میگفتن "دستگاه" و این رسم اینطوریه که حدود 12نفر رو جمع می کنن و آبگوشت درست می کنن و یه شیرینی به اسمه "دویمج" خلاصه ساعت 4رفتیم خونه مادربزرگم و آبگوشت و صبح مامانم رفته بود بار گذاشته بود خاله بزرگمم شیرینی رو آماده کرده بود حدود 20 نفری بودیم(خاله ها دختر خاله ها و عروسا) خوش گذشت دعای توسل و دعای حدیث کسا(فک کنم) با یه دعایه دیگه خوندیم کلا روز خوبی بود امیرم ناهار مهمونه یکی از مشتریاش بود شامم مهمونه یکی از دوستاش جمعه هم کاملا به بطالت گذشت برایه من، عروسی دختر دوست مامانم بود که من نرفتم مامان که از عروسی برگشت رفتیم واسه بابا کت شلوار نگاه کردیم بعد رفتیم پیرتزایه بدمزه خوردیم از اونجام انار گلاسه و آب انار و برگشتیم خونه من خیلی خوابم میومد رفتم ساعت 10:30 خوابیدم که یهو از سر و صدا بیدار شدم نگو خونه ی داماد که مامانم رفته بود عروسیش یه کوچه بالاتر از خونه ی ماست و چون اتاق من طبقه بالاست کاملا دید داشت مجلس مردونه بود و ارکستر(درسته) که هی میگفت اینو از استامبول براتون اوردم خلاصه سر و صدایه اینا نذاشت ما بخوابیم تا 2:30 که نیرویه انتظامی اومد یه تذکر بهشون داد و مراسمو تموم کردن البته آخرشم دیگه عروسم اومد و خانومام اومدن و یکم مخلوط شدن من و مینام از بالا پشت بوم تمامه منظره را سیاحت کردیم خیلی باحال بود من که از ارکستر خوشم میاد ولی کلا دوست دارم عروسی دختر پسراش یعنی کلا جووناش زیاد باشه که البته فامیل ما از این دختر پسرا ندارن امیرم که دوستی نداره مجلس شلوغ کنه عوضش با عموهایه نازم میترکونییییییییییییییییییم راستی من فردا جواب آزمایشمو میگیرم و احتمالا آخر این هفته بله برون باشه میشه بگید شما چطور بله برون میگیرید؟ میشه تو بله برون عقد نکرد؟ پ.ن.۱:۵شنبه شب ، لیله الرغائب بود خیلی اس ام اس برام اومد که فراموششون نکنم تو آرزوهام راستش من ادمی نیستم که لیاقت این شبا و معنویاتو داشته باشم ولی واقعا همه رو یاد کردم هرکسی که به ذهنم اومد همه ی دوستایه وبلاگیم و غیر وبلاگی خانوادم امیر همه و همه از امیر پرسیدم ارزوت چیه؟ اینو برام نوشت: آرزویه اول و آخرم تویی که پیشم باشی واسه همیشه همه جا حتی اگه خود فیزیکیت نبود تو چشام باشی تو زبونم باشی تو حرفام باشی ولی هر جور و هر شکلی که پیشم هستی ته خوشبختی باشیم خدایا دلمو پر یقین کن کمکم کن لیاقته عشق امیرو داشته باشم
![]()
![]()
بااورده بودن![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


