تبليغاتX
ღஜ تو را به خاطر خاطره ها دوست دارمღஜ - خونه مونو تحویل گرفتیم:)




















ღஜ تو را به خاطر خاطره ها دوست دارمღஜ

سلام من واقعا نمیدونم چی باید بگم

خیلی خیلی خوشحالم از داشتن دوستایی مثل شما

راستش ناراحتی من از دیدن ۲تا کامنت نبود

من نمی خواستم خدای نکرده دوستام راجع به من فکرای بد کنن

ازتون ممنونم و یه عالمههههههههههههههههههدوستون دارم

بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس

دیروز رفتم خونه یه دوش گرفتمو یکم خوابیدم

ساعت ۶امیر اومد دنبالم آینه و قران برداشتیم و رفتیم خونه مون

(خدایا به حرمت همین قرآن زندگیمونو پر از نور و روشنایی و برکت و شادی کن)

دیدیم کابینت سازا دارن کار میکنن

صاحبخونه گفت ۲-۳ساعت دیگه کلیدو تحویلتون میدم

این خونه که ما گرفتیم دیواراش گچیه

چون تازه ساخته هنوز رنگ نزدنش

دیدم یکی دو جا تو دیوارا ترک هست

یکم تو ذوقم خورد گفتم امیر نمیشه اینجارو رنگ یا کاغذ دیواری کنیم

گفت چون با صاحبخونه حرف نزدیم احتمالا نشه

خلاصه رفتیم بیرونو اقای داماد برای خودش یه جفت کفش خرید

یه دونه هم کمربند خریدیم

دنبال کیف و کفشم گشتیم برای من اما گفت شنبه میارن

خیابونا که قیامته درواقع خیابون اصلی شهرو بسته بودن

جوونا هم که برای خودشون سرگرمی پیدا کردن

حدودای ۹:۳۰ بود اقاهه زنگ زد بیاین کلیدو بگیرید

رفتیم کلیدو گرفتیم و امیر تقدیم خانومشون کردن

زنگ زدیم خاله مینا اماده شن ببریمشون خونه رو ببینن

همه خیلی از خونه خوششون اومد

(من یکم نگران بودم که مبادا خوششون نیاد

 اخه این خونه رو منو امیر خودمون دیده بودیم)

 تازه صاحبخونه اون قسمتایی که ترک داشتنم دوباره گچ زده بود

و من کلی ذوق زده شدم

حالا امروز صبح مامانم یه کارگر دیده که برن خونه رو تمیز کنن

وسایل چوبیمم احتمالا امروز یا فردا میرسه

خدا کنه مشکلی نداشته باشن و عین همون باشه که سفارش دادیم

خب برم یکم کار کنم

به همتون سر میزنم

راستی در مورد توصیه ها و راهنماییتون راجع به ماه عسل بی نهایت ممنونم

ولی بزارید تصمیم این قضیه رو بزاریم به عهده اقای داماد

ببینیم چه سفررویایی رو می خواد تدارک ببینه

دیگه عروسا که نباید تو هرچی دخالت کنن

دیگه من شدم خانم خونه عشقمم آقای خونه

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 7:53 توسط من و دوست جونم| |


Design By : Night Skin