ღஜ تو را به خاطر خاطره ها دوست دارمღஜ
سلام دوستای گلم امان از دسته این بلاگفا امان از دست سیستم مخابرات و اس ام اس دیدید ۷نفر مردن دیروز فقط داشتم به اونا و خانواده هاشون فکر میکردم اگه من چیزی از جریانات انتخاباتی نمیگم واسه اینه که هنوز گیجم کمتر از ۲هفته دیگه به عروسی ما مونده پریروز بابا اومد و با حمید به زور یکی از کابینتارو دور از چشم صاحبخونه دراوردنو یخچالمو جا دادن و نصب کردن خیلی خوب شد منم سریع پارچ خوشگلمو پر آب کردمو گذاشتم تو یخچال بابای امیرم اومد یه سر بهمون بزنه دیدم برام یه قوری خریده نازی تشک خوشخوابم اوردن تختو مرتب کردیمو روتختی رو انداختیم کلی اتاق خوابمونو دوس دارم کلی اسپرته شامم خاله بزرگه پاگشا دعوتمون کرده بود که رفتیم اونجا راستش نمیدونم چه خبره همه کلی برای عروسی ما نقشه کشیدنو برنامه ریزی کردن خوشحالم که همه منتظر عروسیه ما هستن دیروزم با امیر رفتیم بند لباس خریدیم با اویزای کوچولو برای اشپزخونه و محافظ یخچال و محافظ تلویزیون کارت عروسیم دیدیم وای این فانتزیا خیلی ناناسه احتمال زیاد امروز بریم سفارش بدیم بالاخره برای خونه مون تلفنم خریدیم(۷۸۰۰۰) خریدا که تموم شد سریع رفتیم خونه تلفنو گذاشتیم برای شارژ اولیه که باید ۱۵ ساعت بمونه امیر زنگ زد به خونه که ضایع شدیم چون گفت: تلفن شما به خاطر بدهی قطع می باشد (اخه ۷ماه قبل اینکه ما بیایم اینجا خالی بوده حتما فیش تلفونو پرداخت نکردن) سریع امیر منو رسوند خونه مون اخه قرار بود خاله اینا بیان و با مامانینا تعداد مهمونا رو مشخص کنن خودشم رفت خونه شون که لباسا و وسایلشو جمع کنه که ۵شنبه بیاره خونه مون حدودای ۱۰:۳۰ شب بود که خاله اینا اومدن خدارو شکر همه چی خوب بود پدر جون(بابای امیر) و هر چی شما بگید و نگران هزینه نباشید و از این حرفا وای من که کلی لذت بردم دست خودم نیست وقتی با مردای اینطوری برخورد میکنم حس خوبی بهم دست میده میسی پدر جون امروزم احتمالا کارمون زیاده فعلا که مامانم گیر داده بریم دکتر ز ن ا ن ای خدا منو بکش از دست این چیزا راحتم کن یادم رفت بگم پریروز رئیسمون بهمون یه بوستان سعدی نفیس هدیه داد قراره روز زن نیم سکه بدن که مونده حالا کی بدن میام بهتون سر میزنم دوس جونا![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
کلی لارج بودو گفت هر چقدر مهمون دارید دعوت کنید![]()
| Design By : Night Skin |


