تبليغاتX
ღஜ تو را به خاطر خاطره ها دوست دارمღஜ -




















ღஜ تو را به خاطر خاطره ها دوست دارمღஜ

سلام دوستای گلم

ممنون از همه نظرات عمومی و خصوصی که برام گذاشتید

فکر میکنم کامنتای پست قبلی خیلی از مشکلات و سوالات دوستانو جوابگو بود

خواهش میکنم بازم اگه کسی نظری داشت برامون بنویسه که همه استفاده کنن

ما فردا یه مراسمی تو خونه مون داریم که فامیلای نزدیک میان

 جهیزیه و خریدامونو میبینن یه ساعتی میشینن و میرن

یعنی امروز حسابی باید کار کنیم

دیروز بعد از ظهر رفتیم یه تابلو کوچولو خریدم

 ولی تابلو بزرگی که می خواستم واسه پذیرایی پیدا نکردم

وسایلی که ارایشگاه گفته بودمم خریدم مژه و ناخن مصنوعی و ...

با برادرم رفتم براش کت و شلوار خریدیم

درمورد نحوه چیدن سفره عقد با خانومه صحبت کردیم و میوه هاش

بعدش امیر اومد و باهم رفتیم یکم وسایل گذاشتیم تو خونه مون

بعد رفتیم امیر و مینا جیگر و من گوشت خوردیم

بعدش ایس پک خردیم

بعدش چند جا سر زدیم برای امیر بلوز و کراوات بخریم

یه بلوز برای امیر خریده بودیم همراه کت و شلوارش

ولی گفت یکی دیگه بخره که بیشتر به کتش بیاد

ساعت ۱۱:۱۵شب بود که بالاخره بلوز سفید و کراوات تقریبا مشکی

و دکمه سراستین واسه امیر خریدیم و راحت شدیم

تا ساعت ۱نصفه شبم امیر و عموو کوچیکه کارتای دوستا و همکارای منو نوشتن

واقعا دیروز انقدر خسته بودم حس میکردم الان میمیرم

الانم که قراره از اصفهان مهمون بیاد برای اداره و ما در حالت اماده باش می باشیم

من برم تا نیومدن

نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 10:18 توسط من و دوست جونم| |


Design By : Night Skin