تبليغاتX
ღஜ تو را به خاطر خاطره ها دوست دارمღஜ - 5روز مونده تا علوسی




















ღஜ تو را به خاطر خاطره ها دوست دارمღஜ

سلام دوس جونا

امروز ۵شنبه ست و خیلیاتون نمیاید سرکار

آخرین ۵شنبه ای که من تو خونه باباییم هستم

هفته بعد ۵شنبه من خانم خونه م

احساسای مختلف دارم

اشتیاق- ترس -دلتنگی- مسئولیت- بزرگی

دیروز بعد از ظهر رفتم خونه مون خواهر امیرو مامانمم اومدن یکم جمع و جور کردیم

ولی انقدر خسته م و کار دارم که تو کشو ها اینارو گفتم خودم بعدا میچینم

فقط خریدای منو امیرو مرتب کردیم

و خونه رو اماده پذیرایی از ۳۰ نفرکردیم

یخچالم کار خاصی نکردم حالا اگه چیزی اتفاق بیوفته مامانم و خواهرم انجام میدن

فقط به خواهرم گفتم دوربین بیاره چند تا عکس براتون بندازم

احتمالا شنبه بذارم براتون

الانم که تا ۱اداره هستم یه جلسه هم تو فرمانداریه که باید برم

از این جلسه های مزخرف که فقط سر خانمارو شیره بمالن

وقتی من به عنوان نماینده نام الاختیار این اداره در امور بانوان هیچ قدرت اجرایی ندارم

 و همه چی می چسبه به بودجه چه فایده ای داره این جلسه

مهمونا ۵میان و من هنوز نمیدونم چی می خوام بپوشم

شاد باشید همراهای خوشگلم تو این دوران مهم زندگیم

نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 8:46 توسط من و دوست جونم| |


Design By : Night Skin