ღஜ تو را به خاطر خاطره ها دوست دارمღஜ
سلام به دوستای قشنگم که برام از بعضی از دوستای واقعیم واقعیتر بودید به خاطر لطفتون به خونه عشقمونم ممنون مطمئا خیلی از کامنتا به خاطر این بود که منو خوشحال کنید وگرنه سلیقه خاصی نداشتم که بخوام اعمالش کنم ظاهرا این آخرین پست این وبلاگ در دوران نامزدی منه ۱۰ ماه و ۲۲روز گذشت و فقط ۲روز دیگه مونده از فردا تا ۲شنبه هفته بعد مرخصی گرفتم البته امیر قراره شنبه بره سرکار منم اگه خستگیم در بره میام اداره هزار تا کار دارم و فکرمو مشغول میکنه نگرانی ای برای مسئولیت زندگی مشترک ندارم شایدم هنوز باهاش مواجه نشدم ولی همیشه اعتقاد داشتم بچه های اول مسئولیت پذیرن و اینو تو خودمم میبینم البته ۶سال زندگی تقریبا مجردی هم تاثیر داشته و شاید از همه مهمتر اینه که امیر انتظارای غیر معقولی ازم نداره و به خاطر اختلاف سنی کممون تقریبا همراهیم یکم استرس به خاطر مراسم دارم اینکه چه شکلی میشم مراسممون چطور برگزار میشه مبادا دلخوری پیش بیاد و غیره ولی چیزی که همش فکرمو مشغول کرده دلتنگیامه همه تو خونه مون سعی میکنن عادی برخورد کنن ولی باباییم دیروز بغلم کرد دستمو بوسید و هیچی نگفت منم هیچی نگفتم ولی همیشه این بغل کردنای بابام برای من حرفای مختلف داشته دلم برای خیلی چیزا تنگ میشه میخواستم اینجا دونه به دونه بنویسم ولی طاقت نمیارم یکمم می ترسم می ترسم امیر نتونه نیازهای عاطفیمو زیاد براورده کنه خب من دختر لوس باباییمم و تو یه خانواده سراسر احساس بزرگ شدم امشب مراسم حنابندون آقایونه دعا کنید بارون نیاد چون مراسم تو باغه و باغم سرپناهی نداره ابرومون میره دیگه چیز خاصی به ذهنم نمیرسه فقط می خوام اینجا تشکر کنم اول از خدا که تمام زندگیم و نه تو این دوران همیشه تو آغوشش بودم و اینو بارها حس کردم و خجالت کشیدم دوم از پدر و مادر و خانواده م که هر چی بگم کمه که بیشتر از وظایفشون همراه و همقدمم بودن و فقط خدا میدونه که من بچه خوبی براشون نبودم و شرمنده م سوم از خانواده همسرم که خیلی رعایت منو کردن و خیلی تلاش کردن تا آب تو دلم تکون نخوره و هوامونو داشتن و من بازهم عروس خوبی نبودم سرشار از خامی و ناپختگی رفتار و امیرم که همراهم بود هیچی از امیر نمی تونم بنویسم خیلی کارا برام کرد ولی من خیلی انتظارای زیادتری ازش دارم چون اون همنفسمه و دوستای گلم خیلی از شما از دورانی که من هنوز نمی تونستم در مورد امیر تصمیم بگیرم همراهم بودید تو دلتنگیام تو ناراحتیام تو خوشیام همراهیم کردید تقریبا هیچ خریدی رو بدون مشورت شما انجام ندادم و اگه خونه منو دوس دارید به خاطر اینکه نقش مهمی تو انتخابش داشتید دوستای واقعیم خیلی بی معرفتن (به جز ندا) حتی تولدم یادشون نبود ولی شما بارها پیش اومد که واقعا مشکلی داشتم خواهرانه همراهیم کردید براتون سلامتی- شادی- خوشبختی- ارامش و روزها و ارزوهای قشنگو ارزومندم مارو فراموش نکنید و دعا کنید مراسممون خوب پیش بره اگه ناخواسته باعث ناراحتی کسی شدم خواهش میکنم حلالم کنید ۹تیر عروسی شایلین عزیزمه ۱۰ تیرم عروسی دردونه الهامم همینطور از همینجا بهتون تبریک میگم امیدوارم قشنگترین عروس دنیا بشید و مراسمتون رویایی ترین مراسم دنیا ![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


