تبليغاتX
ღஜ تو را به خاطر خاطره ها دوست دارمღஜ - برگه آزمایش ازدواج




















ღஜ تو را به خاطر خاطره ها دوست دارمღஜ

سلام

کم کم عروس خانوما داره خستگیایه جشنشون در میره

 و تشریف میارن به خونه هایه مجازیشون

الی کوشولوهم دیشب آپ کرده بود

به سلامتی دیروز همینطور الکی الکی سیم کارتم سوخت

البته من هیچ کاریش نکرده بودما

گوشیم رو تختم بود و هیچ وسیله مغناطیسیم اطرافش نبود

عصر امیر زنگ زد که میام دنبالت بریم سیم کارتتو عوض کنیم

6:30 بود اومد اول رفتیم دفتر مخابراتی که گفت سوخته و

باید صاحب سند همراه آخرین فیش واریزی بیاد با 5000تومان پول تا سیم کارتو عوض کنیم

خط من به اسمه مامانمه به امیر گفتم مامان خودش صبح میاد

اما از اونجائیکه این دوست جونه ما بسیار حرف گوش کنه

زنگ زد به مامانم که اماده شه بریم دنبالش

خلاصه رفتیم دنباله مامان و بعد رفتیم سیم کارت جدیدمو تحویل گرفتیم

و مامانو برگردوندیم خونه

بعدش رفتیم عکسایه منو که دیشب داده بودیم چاپ کنن گرفتیم

از اونجام رفتیم شناسنامه امیر و برداشتیم و رفتیم محضر برگه ازمایش دریافت نمودیم

کارامون که تموم شد با امیر رفتیم یه تی شرت براش بگیریم

وای چه تی شرتایه نازی

اما نصفشون تن دوست جونم نمیشد به خاطر شمکش

ولی بالاخره یه تی شرت giordanoخریدیم

یه دونم من خوشم اومد که امیر گفت امروز میره اونم میگیره

بعدشم یه آب طالبی و بستنی خوردیم(به جایه شام چون قراره دوتامونم لاغر شیم)

و امیر واسه مینا یه چیپس Pringles خرید و 10بود رسیدیم خونه

راستی من حس میکنم 1کیلو دیگه لاغر شدم

امروز که رفتم رو وزنه داشتم از خوشحالی میمردم

دیشبم خیلی بد خوابیدم

نمیدونم این چه مرضیه من دارم

با اینکه رفتم آزمایش دادم قبلا و اصلا درد نداشته بازم فکرشو میکنم تپش قلب میگیرم

دیروز امیر از دوستش پرسیده بود گفتن واسه ازمایش نمی خواد ناشتا باشید

بعد ازمایشم به خانوما واکسن میزنن(شانسو حال میکنید دیگه)

بعدشم یه کلاس 45 دقیقه ای تنظیم خانواده فقط واسه خانوما

ساعت 1ظهرم جواب ازمایشو میدن

صبح امیر 7:30 اومد دنبالم رفتیم ولی واسه 4شنبه بهمون وقت دادن

کلی کششششششششششششش اومدیم

بعدشم من بانک یه سری کار داشتم امیر منو رسوند خونه و رفت دنبال پول درآوردن

دیگه بابای

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 9:14 توسط من و دوست جونم| |


Design By : Night Skin