تبليغاتX
ღஜ تو را به خاطر خاطره ها دوست دارمღஜ -




















ღஜ تو را به خاطر خاطره ها دوست دارمღஜ

فکر نکنم تا جمعه بتونم وبلاگو به روز کنم

البته خدارو چه دیدید شایدم شد

ما فردا میریم مشهد و جمعه برمیگردیم

خیلیا التماس دعا داشتن

من که قابل نیستم ولی مطمئن باشید فراموشتون نمیکنم

مراقب خودتون باشید

دوستون دارم و دلم براتون تنگ میشه

دیروز با مامان و خواهری رفتیم اولین تیکه از جهیزیه شو خریدیم

ملحفه ها و وسایل پارچه ای آشپزخونه

حس جالبی بود هرچی من میگفتم خواهرم قبول میکرد

یعنی انقدر سلیقه هامون بهم نزدیک شده؟

شبم پدرشوهری برامون گوشت و فیله خریده بود که تو یخچاله و هنوز تیکه شون نکردم

جمعه صبحم امیر اولین ازمون قلم چی رو شرکت کرد

 براش تجربه مفیدی بود دیروز رفتیم کارنامه شو گرفت

بعضی درس هارو واقعا عالی زده با اینکه هیچی نخونده بود

بعدشم رفتیم خواهرم یه گردنبند و یه گوشواره طلای فانتزی خرید

خاص و جالب بود

امروز صبحم رفتم مدارکمو دادم برام گذرنامه صادر شه

یه ساعتی معطل شدم ولی بالاخره تموم شد

یکی از کارهایی بود که باید انجامش میدادم

الانم تو خونه مون هزارتا کار هست هنوزم ساکمونو جمع نکردم

شبم حتما مهمون خواهیم داشت

دیشبم امیر یه حرفی بهم زد که خیلی بهم برخورد هنوزم ناراحتم

البته نه از امیر

از خودم و کارهام که باعث شدم این حرف و بهم بزنه

اخرم می خوام از بابایی گلم تشکر کنم

با اینکه هیچ وقت اینجارو نمیخونه

ولی من همیشه پشتم بهت گرمه بابایی

من واقعا عاشقتم عاشق مهربونیت مردونگیت دوس داشتنت

خانواده داریت دلتنگیات

عاشق اینکه خودت با محرومیت بزرگ شدی

ولی هرگز نذاشتی ما تو زندگیمون کمبود داشته باشیم

عاشق به روز بودنت که سعی میکنی عقب نباشی

عاشق اینکه صبح بهم پول میدی

 تا من فیش موبایلتو اینترنتی پرداخت کنم برام پرشیا دربیاد

و خیلی چیزای دیگه

از خدا می خوام همیشه سالم و شاد باشی و سایه ت بالای سر ما

نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 12:57 توسط من و دوست جونم| |


Design By : Night Skin