تبليغاتX
ღஜ تو را به خاطر خاطره ها دوست دارمღஜ - کامی جونمون




















ღஜ تو را به خاطر خاطره ها دوست دارمღஜ

سلام به دوستایه گلم

البته تازه دومین روزه ماه رمضونه اما همه بی حالن انگار

من که دیروز و خوب روزه گرفتم

فقط یکم حوصله م سر رفت

اما امیر خیلی تشنه ش شده بود

چون کارش جوریه که همش باید با مشتری ها حرف بزنه

دیروز بعد از ظهر قرار بود امیر بره کامپیوتر و بگیره و

بعد افطار بیاد دنباله من بریم خونشون سرهمش کنیم

آخه من می خواستم اولین روزه ماه رمضونو تو خونه خودمون افطار کنم

ساعت 5:30 بود که دیدم زنگ در و زدن

امیر بود اومد گفت که کامپیوترو گرفته

یه ذره شم بهم نشون داد و رفت خونشون

اینجا اذان ساعت 8:02 دقیقه ست

افطار که کردیم ساعت 8:35امیر اومد خونمون

منم وضو گرفتم حاضر شدم رفتیم خونشون

یه عالمه بوس واسه دوست جونم

که هیچ کدوم از وسایلو از کارتوناش در نیاورده بود

 تا من بازشون کنم و ذوق مرگ شم

خلاصه دونه دونه بازشون کردیم

گزاشتیم رو میز و کابلاشو وصل کردیم

بعدشم امیر گفت تو روشنش کن

تازه خاله و پدرجونم بهمون گفتن مبارکتون باشه

خیلی کامی مون خوشگله

همه قطعاتش مشکیه مشکی

من که خیلی واسش ذوق کردم

خوشحالم یکی از برنامه هایی که قرار بود انجام بدیم

و انجام دادیم

بعدشم 11:30 امیر منو رسوند خونه

4:30 بیدار شدیم برایه سحری

نمیدونم چرا معده م یکم سنگینه

خب من برم 2تا کارتون از دوست جونم گرفتم اونارو نگاه کنم

دعا یادتون نره ها

من که همتونو دعا کردمو میکنم

اینم عکس و مشخصات case

اینم عکس مونیتور

اینم عکس speaker

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 10:44 توسط من و دوست جونم| |


Design By : Night Skin