ღஜ تو را به خاطر خاطره ها دوست دارمღஜ
سلام دوستایه ملهبون نماز و روزه هاتون قبول باشه همچنان مارو دعا کنید و فراموش نکنید اول اینکه: کسی از شیوا خبر نداره؟ وبلاگش حذف شده؟ دوم اینکه: من می خوام ادرس وبلاگمو عوض کنم blog sky خوبه آیا؟ سوم اینکه: از نتایج این ازمون استخدامی که گفته بودن اخر شهریور اعلام میکنن هیچ خبری نیست کسی هم جوابگو نیست فقط دیشب امیر زنگ زد به معاون نهاد و اونم گفته بود این ازمون کاملا مستقل و از تهران برگزار شده و اطلاعاتی ما نداریم و چهارمممممممممم اتفاقات دیروز: بحث پریشب ما خیلی امیرو ناراحت کرده بود عزیزم حتی نتونسته بود سحری بخوره البته ظهر بهم زنگ زد و خیلی خوب باهام حرف زد اصلا اشاره ای به موضوع بحثمون نکرد قبل افطارم زنگ زد که یکم خسته ست و امروز نمیاد خونمون البته من می دونستم که ناراحته بالاخره میشناسمش شوشویه خودمه دیگه منم اصرار نکردم نمی خواستم بیشتر از این اذیتش کنم دوباره بعد افطار smsزد چه خبرا؟ گفتم می خوام نماز و قران بخونم آخه دلم گرفته بود (میدونید با اینکه خودم مقصر بودم اما من واقعا طاقت ناراحتی کسی روندارم مخصوصا عزیزترینامو) نمازمو که خوندم اومدم پایین حدود 10:30 بود امیر زنگ زد بهم بگه با معاون نهاد حرف زده گفتم کجایی گفت بیرونم دارم یکم دور می زنم گفتم تهنااااااااااااااااااااااااا؟ گفت دارم به حرفات فکر می کنم و اینکه من کجا یه رفتارم اشتباه بوده گفتم بیا باهم حرف بزنیم خلاصه 11 امیر اومد و یه نیم ساعتی با ماشین چرخیدیم یکمم پیاده روی کردیم از همه چی حرف زدیم بیشتر از خودم به امیر حق دادم البته دلایل منم برخی از رفتارامو توجیه کرد امیر گفت من قصد دخالت تو کارایه تو و روابطتو ندارم ولی الان من مسئول این زندگیم نمی خوام تو مشکلاتتو تنها به دوش بکشی و خیلی حرفایه قشنگه دیگه هر دومون سبکتر شدیم ولی قرار شد بیشتر حرف بزنیم دوست جونم خیلی دوست دارم از همراهی شما دوستایه خوبمم ممنونم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


